جانم فدای رهبر

 اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه                                                                                                                                                           

دست خدا بر سر ماست         خامنه ای رهبر ماست

جانم فدای رهبر فرزانه ام باد

آینده از آن حزب اللهی هاست

 

 

حلول ماه عباد خدا مبارکباد

 

حلول ماه مهمانی خدا، رمضان بر شما مبارکباد 


 ماه رمضان بر شما مبارکباد

ارسال یادداشت (0 یادداشت)

سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی

بسم الله الرحمن الرحيم

يا مقلب القلوب و الأبصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامي، سال ‪ ۱۳۸۶‬را "سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نام گذاري كردند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال ‪ ۱۳۸۶‬را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام‌گذاري كردند و افزودند: آرزو و اميد همه ايرانيان " استقلال ملي، عزت ملي و رفاه عمومي ملت " است. متن كامل بيانات نوروزي معظم له از اين قرار است : عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو شمسي را به همه هم‌ميهنان عزيزمان تبريك عرض مي‌كنم، همچنين به همه ايرانيان در سراسر عالم و در هر جاي دنيا زندگي مي‌كنند و نيز به همه ملت‌هايي كه نوروز را گرامي مي‌دارند، بطور خاص تبريك عرض مي‌كنم به خانواده‌هاي معظم شهيدان عزيزمان و به جانبازان و خانواده‌هاي آنها و به همه ايثارگران و فعالان عرصه حيات ملت ايران . عيد نوروز سر آغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان است. تازه شدن فضاي زندگي طبيعي انسان. و چه نيكوست كه همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پيدا كند. طراوت جان و دل با ذكر خدا، با درخواست كمك از پروردگار، با روياندن نهال خيرخواهي و نيك خواهي براي همه برادران و خواهرانمان و براي همه بشريت. رسم نوروز در درون خود زيبايي‌هاي زيادي را دارد. علاوه بر اينكه در هر نقطه، ايرانيان اين لحظه تحويل را با نام خدا و با درخواست تحول اساسي در زندگي خود آغاز مي‌كنند، يكي از زيباترين رسمهاي موجود در عيد نوروز، رسم ديد و بازديد و صله ارحام و مستحكم كردن روابط و پيوندهاي عاطفي ميان افراد جامعه است. اين را اگر مقايسه كنيم با بعضي از جشن‌هاي ملي ملتهاي ديگر كه همراه با كارهاي غيراخلاقي و به دور از اين ارتباطات عاطفي است، آن وقت در مي‌يابيم كه جشن ملي ما ايرانيان با آغاز سال نو ما علاوه بر تقارن با بهار طبيعت كه يك امتيازي است، چه خصوصيات نجيبانه و مهربانانه‌اي در خود دارد. شادي دلها، لبخند و تبريك و خوش آمدگويي به يكديگر و پي گرفتن روابط انساني و نو كردن محيط زندگي، از رسوم بسيار خوب و مطلوبي است كه ايرانيان از گذشته تا امروز به آن پايبند بوده‌اند و اينها همه مورد تاييد آيين مقدس اسلام و شرع اسلامي است. نگاهي به سال ‪ ۸۵‬داريم كه منقضي مي‌شود و نگاهي به سال ‪ ۸۶‬كه از اين لحظات آغاز مي‌شود. سال ‪ ۸۵‬متبرك بود به نام مبارك پيامبر اعظم (ص) و از آغاز تا انجام آن مشحون از ذكر آن بزرگوار و تلاش براي معرفت بيشتر نسبت به پيامبر گرامي و خصوصيات زندگي آن بزرگوار و حالات و درسها و آموزه‌هاي آن پيامبر عظيم الشان، البته جا براي معرفت پيامبر بسيار باز هم گسترده است و همه سالهاي ما در واقع سال پيامبر اعظم است. سال ‪ ۸۵‬مثل همه سالهاي ديگر و مثل همه زندگي انسان از حوادث گوناگون، از تلخي‌ها و شيريني‌ها، از شادي‌ها و غم‌ها آكنده بود. همه زندگي هم اينجور است. اما در يك نگاه جمع بندي شده من مي‌توانم با اطمينان اين را به ملت عزيزمان عرض كنم كه در سال ‪ ۸۵‬موفقيت‌هاي ملت ايران بيش از تلخي‌ها و ناكامي‌ها بود، پيشرفتهاي ما بيش از توقف‌ها و سكونهاي ما بود. شاديهاي حوادث بيش از تلخي‌ها بود. در عرصه داخلي تلاشهاي متراكم براي پيشرفت كشور در همه جا ديده شد. تصميم‌هاي بجا و خوب از سوي مسوولان و تحرك عمومي در اين زمينه‌ها تحرك مطلوبي بود در سخنراني انشاالله در اين زمينه توضيحات بيشتري را عرض خواهم كرد به ملت عزيز. در عرصه بين‌المللي و سياسي جهاني هم پيشرفت‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران پيشرفت‌هاي چشمگيري بود ملت ما و كشور ما به بركت نظام جمهوري اسلامي در دنيا سرافراز شد، ابهت ملي ما و نگاه مهربانانه مردم ما نسبت به ملتهاي جهان و ملتهاي مسلمان در همه حوادث آشكار شد، عزم راسخ ملي ما در زمينه‌هاي علمي در تحرك اقتصادي براي ديگران تا حدود بسياري روشن شد و ما در مسايل داخلي و مسايل خارجي بحمدالله پيشرفت‌هاي زيادي داشتيم. در سال ‪ ۸۶‬ادامه حركت ملي ما بايد يك ادامه متناسب با نيازهاي ملت ما باشد. اين يك حقيقتي است كه ملت ايران بر اثر تسلط قدرت‌هاي طاغوتي و قدرتهاي فاسد و دولتهاي وابسته يا بي‌كفايت در طول دهها سال شايد نزديك به ‪ ۲۰۰‬سال ملت ما دچار عقب ماندگي‌هاي زيادي در عرصه‌هاي گوناگون بوده ‌است. امروز كه ملت ايران به بركت اسلام و نظام جمهوري اسلامي به خودآگاهي و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصله‌هاي طولاني را با سرعت طي كنيم، ما فاصله‌هاي بسيار زيادي با آنچه كه شان ايران سربلند و پر افتخار است داريم،اين فاصله‌ها جز با همت بلند، جز با اميد بي‌پايان و جز با تلاش همه جانبه ملي ميسر نخواهد شد. ملت ما هدف روشني دارد، هدف بزرگ ملي ما استقلال ملي عزت ملي و رفاه عمومي ملت است، همه اينها به بركت اسلام و ايمان اسلامي تحقق يافتني است،ما اين را تجربه كرديم دريافتيم ملت ما ظرفيت بسيار زيادي براي‌ پيمودن راههاي دشوار به‌سوي آينده‌هاي محبوب و مطلوب دارد. ظرفيت ملي ما اگر بطور كامل و همه جانبه مورد استفاده قرار بگيرد بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همه اميدها و آرزوهاي خود دست پيدا كند. تحرك ملت ايران به بركت اسلام آغاز شد و اين بيداري و اين اميد و اين اعتماد به نفس روز به روز تا به امروز بيشتر شد و ما هر سالي كه نو مي شود بايد عزم خود را نو كنيم و پا را در ميدانهاي تازه‌تري بگذاريم. بديهي است كه يك ملت زنده با چالشها مواجهه است و چالش‌ها لازمه زنده بودن است. هر موجود زنده‌اي بايد هزينه زنده‌بودن خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا كند. زنده بودن همراه با چالشها است همراه با مانع هاست، از مانع‌ها بايد عبور كرد احيانا همراه با دشمني‌هاست، براي دشمني‌ها بايد تدبير و انديشه راسخ داشت عزم قوي را بايد دستمايه اين حركت كرد ملت ايران نيازمند اين عزم ملي است كه تا امروز هم اين عزم را نشان داده است و روز به روز بايد پايه‌هاي اين عزم مستحكم‌تر بشود. با نگاه به حوادث جهاني و مسايل جهاني به روشني در مي‌يابيم كه دشمنان ملت ايران درصدد آنند كه با ملت ايران از دو وسيله استفاده كنند و دشمني خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند. آنچه كه امروز در دنيا محسوس است اين است كه يكي ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت، از بين بردن يكپارچگي ملت ايران و از دست ملت ايران اين نيروي عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلي سرگرم كردن و دمي ايجاد مشكلات اقتصادي و تلاش براي توقف ملت ايران در زمينه‌هاي گوناگون سازندگي كشور بود و رفاه عمومي خود. اين دو چيزي است كه در نقشه‌هاي كوتاه مدت و ميان مدت دشمنان ما بطور محسوس وجود دارد، اگر خود آنها هم بر زبان نياورده بودند قابل حدس بود ولي دشمنان ما خودشان هم به هر دو نكته اعتراف كردند. در سال ‪ ۸۶‬هم در زمينه تلاش اقتصادي بايد همه نيروها، نيروهاي ملي، نيروهاي معتقد به آرمانهاي بلند ملت ايران، مسوولان كشور، جوانان پر نشاط دست بدست هم بدهند و تلاش كنند، ميدان براي تلاش اقتصادي گسترده است، بخصوص با ابلاغ سياستهاي اصل ‪ ۴۴‬قانون اساسي و آنچه كه به مسوولان توصيه شد و به آنها تاكيد شد و آنها هم عزم خودشان را نسبت به اين قضيه ابراز كردند، ميدان تلاش اقتصادي براي مردم گشوده است و راهها باز است. مسوولان بايد براي مردم تشريح كنند امكانهايي را كه در اختيار مردم وجود دارد و خودشان هم بايد تلاش كنند. كشور ما ظرفيت اقتصادي بسيار زيادي دارد و مي‌توان براي بناي يك جامعه برخوردار از رفاه تلاش كرد و كار كرد. مساله دوم، مساله اتحاد عمومي مردم است، دشمنان با تبليغات خود يا جنگ رواني خود با تلاش‌هاي موذيانه گوناگون خود سعي مي‌كنند بين ملت ايران و صفوف ملت ايران اختلاف بياندازند،به بهانه قوميت، به بهانه مذهب، به بهانه گرايشهاي صنفي وحدت كلمه ملت را از بين ببرند. علاوه بر اين در سطح دنياي اسلام هم يك تلاش وسيع عميقي از سوي دشمن محسوس است، براي اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بياندازند، اختلاف مذهبي را بزرگ كنند، جنگ شيعه و سني در هر نقطه‌اي از دنيا كه ممكن باشد بوجود بياورند و عظمت ملت و ابهت ملت ايران را در ميان ملتهاي ديگر كه روز به روز بحمدالله تا امروز بيشتر شده است، را از بين ببرند. ملت ما بايد هوشيار باشد، تلاش براي سازندگي كشور و عمده‌تر از آن و مهمتر از آن تلاش براي اتحاد كلمه و يكپارچگي ملي و اتحاد امت اسلامي. عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه و مدبرانه بايستي اين اتحاد را حفظ كرد و روز به روز تقويت كرد. من به همين جهت اهميت مي‌دهم به مساله اتحاد كلمه ملت مان، به نظر من امسال سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است. يعني در درون ملت ما اتحاد كلمه همه احاد ملت و قوميت‌هاي گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملي و در سطح بين‌المللي انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد امت اسلامي از مذاهب گوناگون و وحدت كلمه آنها. امروز عظمت اسلام هم وابسته به استقلال ملتها است و به عزم راسخ ملتها است و ملت مسلمان ايران در اين راه تاكنون بحمدالله پرچمدار بوده است و پرچمدار هم خواهد بود.

از خداوند متعال براي روح ملكوتي امام بزرگوارمان كه اين راه را به روي ما گشود، طلب آمرزش و تعالي درجات مي‌كنيم و اميدوارم ملت ايران در اين راه موفق و مويد باشند.

مقام حضرت زهرا علیهاالسلام در بهشت

 

شهادت حضرت زهرا، حضرت فاطمه

 مقام زهرا عليهاالسلام در بهشت با مقام پيامبر و على و حسنين عليهم‏السلام يكسان است. یکی از مناقب بی‌بی دو عالم، اشتراك شان با پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و حسنين عليهم‏السلام است در مقامات و درجاتى كه مخصوص و منحصر مى‏باشد به پنج تن آل‏عبا. با دقت در اين دسته روايات كاملاً روشن مى‏شود كه آنان را مقام و مركزيت خاصى است، و هرگز هيچ بشرى را به آن درجات والا راه نيست.

زيد بن ارقم از پيامبر اكرم روايت مى‏كند كه آن حضرت خطاب به اميرالمؤمنين فرمود:

«انت معى فى قصرى فى الجنة مع فاطمه ابنتى (و انت اخى و رفيقى) » (1) ؛ «يا على تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس پيامبر اكرم اين آيه را تلاوت فرمود: "برادرانه بر تخت‌هاى بهشتى روبروى هم مى‏نشينيد."»

پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:

«انا و فاطمة و على والحسن والحسين فى مكان واحد يوم القيامة»؛ «روز قيامت من و فاطمه و على و حسن و حسين داراى مقام و منزلت واحدى هستيم.»

اين روايت را محب‏الدين طبرى در كتاب الرياض النضره، ابن مغازلى در مناقب، حموينى در فرائد، ابن باكثير (2) در وسيله المال، و عاصمى در زين الفتى، احمد بن حنبل در مناقب نقل كرده‏اند.

حديث ديگرى اميرالمؤمنين عليه‏السلام مرفوعا از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده‏اند كه رسول اكرم فرمود:

«فى الجنة درجة تدعى «الوسيله». فاذا سالتم الله فسالوا لى الوسيله، قالوا: يا رسول‏ الله، من يسكن معك فيها؟ قال: على و فاطمه و الحسن والحسين» (3) ؛ «در بهشت درجه‏اى است به نام «الوسيله»، هرگاه بخواهيد در هنگام دعا چيزى براى من از خدا بطلبيد، مقام «وسيله» را مسئلت نماييد، گفتند: يا رسول‏ الله چه كسانى در اين درجه‏ مخصوص با شما همنشين هستند؟ فرمود: على، فاطمه، حسن و حسين». اين حديث از دانشمندان عامه نيز در كتب خود ذكر شده است، از جمله سيوطى در كتاب جامع الكبير از حافظ ابن مردويه نقل كرده است.

ما شيعيان نيز در زيارت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم چنين عرض مى‏كنيم: «اللهم اعطه الدرجة الرفيعة، و آته الوسيلة من الجنة.» (4)

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مى‏كند كه فرمود:

«انا و على و فاطمة والحسن والحسين يوم القيامة فى قبة تحت العرش»؛«جايگاه من و على و فاطمه و حسن و حسين روز قيامت در قبه‏اى است كه زير عرش قرار دارد.»

چنان كه گفته شد درجة الوسيله - كه از والاترين درجات بهشتى است - مخصوص و منحصر است به پنج تن، و هرگز بشرى را به آن رتبه‏ اعلى راه نيست. درجة الوسيله برتر از درجات جميع انبيا، اوصيا، اوليا، و علماء و مخلصين است. (5)

اميرالمؤمنين چنين روايت مى‏كند كه پيامبر اكرم فرمود:

«انا و فاطمة و على والحسن والحسين فى مكان واحد يوم القيامة»؛ «روز قيامت من و فاطمه و على و حسن و حسين داراى مقام و منزلت واحدى هستيم.»

شهادت حضرت زهرا، حضرت فاطمه

آرى اينان در تمام عوالم خلقت مقام و منزلتشان يكى است. در عالم نور، در عالم ذر، در عالم اظله، در محشر، در عوالم سفلى و عِلوى، ملكى و ملكوتى، در غيب و شهود، خلاصه در تمام مسير آفرينش، از آغاز تا پايان، همه جا با هم، هم‏رديف و هم‏شان و هم‏مقامند. بعضى از علماى عامه (سنى) كه حديث مذكور را نقل كرده‏اند عبارتند از: احمد بن حنبل در مسند، حافظ محب‏الدين طبرى در الرياض النضره.

روايت ديگرى كه علمای عامه نيز نسبت به آن اهميت بسيار قائل شده‏اند عبارت از اين است: روزى رسول اكرم وارد خانه على شد، و اميرالمؤمنين را در حال استراحت مشاهده كرد؛ و خطاب به حضرت زهرا چنين فرمود:

«انى و اياك و هذين (يعنى الحسنين) و هذالراقد (او النائم)، يوم القيامة فى مكان واحد» (6)؛ «همانا، من و تو (يا زهرا) و حسن و حسين، و اين شخص كه در اينجا آرميده است (على)، روز قيامت همه در يك جا خواهيم بود.»

راويان اين حديث عبارتند از: احمد ابن حنبل در مسند، حافظ ابن ‏عساكر، محب‏الدين طبرى، حاكم حسكانى ... .

حاكم نيشابورى اسناد اين روايت را بررسى و آن را تأييد نموده است. (7)

ما نيز مدارك اين حديث شريف را كاملاً رسيدگى كرديم؛ ترديدى در صحت آن نيست، و مسلماً از فرمايشات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‏باشد.

زيد بن ارقم از پيامبر اكرم روايت مى‏كند كه آن حضرت خطاب به اميرالمؤمنين فرمود:

«يا على تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس پيامبر اكرم اين آيه را تلاوت فرمود: "برادرانه بر تخت‌هاى بهشتى روبروى هم مى‏نشينيد."»

عبدالله بن قيس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مى‏كند كه فرمود:

«انا و على و فاطمة والحسن والحسين يوم القيامة فى قبة تحت العرش» (8) ؛ «جايگاه من و على و فاطمه و حسن و حسين روز قيامت در قبه‏اى است كه زير عرش قرار دارد.»

از اين روايت چنين معلوم مى‏شود كه والاترين مقامات كه «وسيله» نام دارد، در پايتخت عظمت حضرت حق تبارك و تعالى است؛ و هرگز كسى را به آنجا راه نيست. آرى، پايتخت عالم فقط جايگاه پنچ تن است، آنجا كه نشانگر عظمت و جلال و جلوه‏گاه نور جمال و جلال كبريايى است.

چنانكه گفته شد، اين انوار پنج‏گانه، در جميع منازل خلقت در تمام شئون ولايت همه جا همراه و همگام و همتايند؛ در ابتدا و انتها، در عالم اظله، در عالم ذر، در عالم ارواح و اشباح، در دنيا و برزخ، در حشر و نشر، خلاصه تا روز قيامت، از يكديگر جدا نبوده، در كنار هم در جميع مراحل و در تمام ملكات و فضائل به طور يكسان سهيم هستند.

پی‌نوشت‌ها:

1ـ در بعضى از روايات عبارت داخل پرانتز نيز درج است.

2ـ احمد بن فضل بن محمد با كثير مكى شافعى متوفاى 1047 هجرى. وى از ادبا و شعراى مكه بوده و كتاب «وسيلة المال فى عد مناقب الال» را در سال 1027 در مكه تدوين نموده است. (ايضاح المكنون ج 1/ 405، هدية العارفين ج 1/ 159، الاعلام ج 1/ 195، معجم المولفين ج 1/ 228).

3ـ مقتل الحسين(خوارزمى) ج 1، ص67، 68/ منتخب كنزالعمال ج 5، 94/ مناقب ابن مغازلى، ص 247، كنزالعمال، ج 12، 103، ح 34195، ج 13/ 639، 640/ ح 37616.

4ـ اين عبارت در زيارت پيامبر با الفاظ ديگرى هم آمده است نظير: «اللهم اعطه الدرجة العليا و آته الوسيلة الشريفه.» (بحارالانوار، ج97، ص169).

و يا «اللهم و اعطه الدرجة و الوسيلة من الجنة و ابعثه مقاما محمودا يغبطه به الاولون و الاخرون.» (كامل الزيارات، ص 16).

در اعمال روز عرفه نيز صلواتى بر پيامبر و اهل‏بيت عليهم‏السلام نقل شده است كه عبارات فوق به اين صورت در آن آمده است «اللهم اعط محمدا و آله الوسيله و الفضيله والشرف والرفعه والدرجه الكبيره.» (متن كامل اين صلوات را در مفاتيح‏الجنان مى‏توانيد ببينيد).

5ـ در روايتى آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «واسالوا الله لى الدرجه الوسيله من الجنه. قيل: يا رسول‏ الله، و ما الدرجة الوسيله من الجنه؟ قال: هى اعلى درجه من الجنه لاينالها الا نبى ارجو ان اكون انا.» (بحارالانوار، ج 91، ص65).  6ـ مسند احمد بن حنبل، ج 1، 101/ معجم كبير طبرانى، ج 3، ص40، 41، ح 2622، ج 22/ 405، 406/ ح 1016، 1017/ مستدرك حاكم، ج3، 137/ تلخيص المستدرك، ج3، 137/ الرياض النضره، ج3، ص183/ ذخائرالعقبى، ص 25/ فرائد السمطين، ج 2، ص28، ح 367/ مقتل الحسين، خوارزمى، ص 75، 103/ اسدالغابه، ج 5، ص269، 523/ تاريخ مدينه دمشق (ط دار الفكر) ج 13، ص227، 228، ج 14، 163، 164، تاريخ مدينه دمشق (ترجمه الحسين ع)، ص 111/ تهذيب‏الكمال، ج 6،ص 403، 404/ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص258/ مجمع‏الزوائد، ج 9، 170/ منتخب كنزالعمال، ج5، ص94/ كنزالعمال، ج12، ص99، ح 34172/ در السحابه، ص 270/ ينابيع‏الموده، ص194.

7ـ مستدرك حاكم، ج 3، 137.

8ـ كنزالعمال، ج 12، ص100، ح 34177.