پیام احمدینژاد به اوباما یا برای تاریخ؟
1- پيام تبريك رئيس جمهوری اسلامي ايران به باراك اوباما رئيس جمهور منتخب ايالات متحده امریکا در شرايطي ارسال شد كه علي رغم اصرار برخي مخالفان دولت كه هنوز در شوك اين پيام به سر مي برند، اين نخستين باري نبود كه مرقومه اي از تهران به واشنگتن مي رسيد؛ ارديبهشت ماه 85 نيز احمدينژاد با اشاره به تناقضات شكل گرفته در صحنه بين المللی براساس رفتار دولت ايالات متحده، در نامه اي 17 صفحه اي به رئيس جمهور امریکا سؤالاتي مطرح كرد.
رقباي سياسي احمدي نژاد اگرچه با خاستگاه هاي متفاوت به نقد اين نامه و نامه هاي مشابه بعدي به صدر اعظم آلمان و رئيس جمهور وقت فرانسه رفتند اما در ميان انبوه توليد يادداشت، گزارش و اخبار منفي در قبال اين رويكرد جديد ديپلماتيك، وجه مشترك استدلال مخالفان، عدم اعتناي رئيس جمهور امریکا و بي پاسخ گذاشتن اين نامه و در نتيجه تحميل نوعي
اكنون پس از گذشت 5/2 سال از آن نامه نگاري، بار ديگر پيامي اين بار نه از ساختمان سفيد پاستور تهران به كاخ سفيد امریکا بلكه به منتخب سياهپوست مردم امریکا كه هنوز در آستانه ورود به كاخ سفيد قرار دارد، ارسال شده است. به نظر می رسد عدم تبیین مبانی، چارچوب های نظری، شرایط ارسال پیام و واکنش های آن، آنچنانكه حساسيت رسانه هاي بينالمللي را برانگيخته و بيش از 600 هزار خبر، گزراش و تحليل درخصوص آن منتشر شد، در داخل كشور مورد توجه قرار نگرفته است.
2- بررسي هر پديده اي در عالم بدون درنظرگفتن شرايط و زمينه هاي حول آن، بررسي ناقصی خواهد بود.
"احمدي نژاد؛ به مثابه يك رسانه"، شايد اين جمله را نخستين بار 3 سال قبل پروفسور سید حميد مولانا مؤسس و مدرس وقت گروه ارتباطات دانشگاه واشنگتن دي.سي و مشاور فعلي ریيس جمهور بيان كرد. احمدي نژاد همان قدر كه طي اين 3 سال، به سمت رسانه سازي به شيوه هاي
3- نامهنگاريهاي احمدينژاد مبتني بر مباني ديني و انقلابی است و مخاطب آن افكار عمومي و تاريخ است. نامه پيامبر اكرم(ص) به پادشاهان روم و ايران و حبشه، بيش از آنكه روح ناپاك خسرو پرويز را -كه با ديدن مكتوبي كه به نام خداي يگانه آغاز شده بود، آن را پاره كرد-، هدف گرفته باشد، تاريخ و و وجدان عمومي بشريت را مخاطب قرار مي داد.
4- اوباما با شعار نفي و "تغيير" از مردم امریکا رأي گرفت و هنوز نيز در ساختار قدرت ايالات متحده مستقر نشده است. يادآوري آنچه كه رأيآوري وي قائم به آن بود، زمينه مطالبه آتي را فراهم سازد و اين ميتواند آغاز مناسبي براي در تنگنا قراردادن به منظور تغيير درونزا در سياست هاي ايالات متحده با ابزار افكار عمومي باشد.
5- 20 سال قبل، امام راحل(ره) در روزهايي كه شوروي به عنوان يك ابرقدرت و قطب شرق در مقابل امریکا قطب غرب مطرح بود و از سويي وارد درگيري با نيروهاي افغان نيز شده بود، با اعزام سفيراني از جنس فرهنگي- مذهبي به اين كشور، پيام تاريخي خود را به ميخائيل گورباچف كه از قضا وي نیز با شعار "تغيير" البته نه با انتخاب ملت بلکه با اراده حزب کمونیست به قدرت رسيده بود، ارسال كردند.
براين باورم كه پيام احمدي نژاد به اوباما نيز از همين جنس و برگرفته از آن الگوست. احمدي نژاد با يادآوري فرصتهاي زود گذر خدمت، اوباما را به پاسخگويي سريع به مطالبه تحول اساسي و صحيح در سياست هاي داخلي و خارجي دولت امریکا فرا ميخواند و از او ميخواهد در جهت اجراي تعليمات پيامبران الهي گام بردارد تا بلكه خسارات گذشته تا حدودي جبران شود.
6- در قبال ارسال این پیام، مخالفت جدي از سوي مخالفان ابراز نشد و تنها روزنامه متعلق به شهرداري تهران، روزنامه جمهوري اسلامي و احمد توكلي نماينده تهران به نقد اين اقدام پرداختند. منطق احمد توكلي اما در ميان منتقدان جالب تر از همه بود آنجا كه به مثابه مشتاقان زائدالوصف رابطه با امریکا، از اينكه احمدينژاد با چنين اقدامي فرصتها(؟!) را ميسوزاند، انتقاد كرده است.
اين البته نخستين باري نيست كه توكلي از سياست خارجي احمدينژاد انتقاد ميكند. آذر ماه سال گذشته نيز پس از آنكه احمدينژاد از اجلاس شوراي همكاري خليج فارس بازگشت، توکلی انجام این سفر را نادرست خواند و از آن برداشت انفعالي كرد. اين درحالي بود كه رهبر انقلاب كمتر از يك ماه بعد با اشاره به اشكال تراشي غيرمنطقي برخي مخالفان دولت تأكيد كردند: «ممكن است كسانى كه اين كارها را ميكنند، ندانند چه تأثير سوئى اين كار دارد. اين، همان ايجاد يأس است؛ يعنى نقطهى مقابل اعتماد به نفس. اين، حالت ايجاد خودباختگى و انفعال و خودكمبينى است. خيلى از كسانى كه در اين ميدانها تلاش ميكنند، فعاليت ميكنند، متأسفانه نميفهمند و توجه ندارند كه تأثير كارشان چيست. اينها آدمهاى بدخواهى نيستند. البته بعضى بدخواه هستند، اما غالباً بدخواه نيستند؛ ملتفت نيستند، ارزيابى درستى از كار خودشان ندارند. دولت تصميم اقتصادى ميگيرد، اعتراض پشت سر اعتراض، آن هم با لحنهاى اهانتآميز؛ تصميم سياسى ميگيرد، همين طور؛ تصميم بينالمللى ميگيرد، همين طور؛ به فلان سفر ميرود، همينطور؛ به فلان سفر نميرود، همين طور. وقتى ما سوار اين اتوبوس شديم و به اين راننده اطمينان كرديم، ديگر سر هر پيچى كه نبايد گفت آقا مواظب باش، آقا دستم فلان شد، دلم لرزيد. خب دارد رانندگى ميكند، ميرود ديگر. اين در حالى است كه اين دولت انصافاً دولت پركار و در بعضى از خصوصيات نمونه است.»
توکلی البته پس از انتشار بیانات رهبر انقلاب، عذرخواهی کرد اما اكنون، بار ديگر، ظرف کمتر از یک سال پس از آن ماجرا،
7- ديپلماسي شفاف دولت نهم در مقابل ديپلماسي پنهاني تعريف ميشود كه نتيجه آن نامه نگاري سال 2003 با دولت امریکا بود. نامه اي كه توسط صادق خرازي در سفارت سوئيس در تهران تقرير شد و اساس آن، تضمین جمهورياسلامي به تعطيلي فعاليت هستهاي و دست برداشتن از حمايت از جنبشهاي مقاومت (حزب الله، حماس و ...) در قبال حذف نام ايران از ليست كشورهاي محور شرارت و برخي مشوق های اقتصادي بود. اين نامه 2 سال قبل ابتدا توسط شبكه خبريBBC
8- واكنش اوباما در قبال اين پيام با واكنش بوش متفاوت بود. بوش اگر دشمن ديوانه جمهوري اسلامي بود، اوباما دشمن هوشمند است و شايد به همين جهت نيز احساس خطر بيشتري از او مي شود. اوباما از از ارسال پاسخ
پاسخ اوباما احتمالاً برخلاف پيام احمدينژاد که ناظر به مباني بود، چندان مبنايي
اوباما ميتوانست مانند بوش بگويد پاسخي به اين پيام نخواهد داد اما حال كه وارد اين بازي كه طراح آن احمدينژاد است، شده، در مقابل پاسخ خود بايد منتظر پاسخ ديگري از تهران باشد. ادامه اين دور تا هركجا كه رئيس جمهور جديد امریکا تاب بياورد، از آنجا كه ناظر به مباني گفتماني است، به نفع انقلاب اسلامي خواهد بود.