توهم تازه موسوي عليه اسلام

الف خطاب به موسوی نوشت:

موسوي به تازگي در نقد تظاهرات مصر زبان به قلم آورده و توهمات جديدي براي خود دست و پا كرده‌است.

خيلي وقت است مير حسين موسوي كه از جريان معادلات سياسي جامعه خارج شدي. اگر تا ديروز به مانند شيخ اصلاحات به عنوان نقل محافل مردم در لطيفه‌ها اسمي از شما برده مي‌شد امروز حتي از آن هم خبري نيست!

نوشتن اين بيانيه آخر خيلي دور از ذهن نيست. محمود عباس پولي را به تو داده كه آغشته به خون كودكان غزه است. همان محمود عباسي كه دست در دست نتانيو و باراك داده، همان محمود عباسي كه با مبارك ملعون عكس يادگاري دارد! همان محمود عباسي كه با چراغ سبزش ۲۲ روز غزه به خاك و خون كشيده شد! اثرات همان پول‌ها مي‌شود در روز قدس شعار نه غزه نه لبنان!

ادعاي مضحكت در مقايسه تحولات انقلابي مصر با آشوبگري اراذل و اوباشي كه در تهران روانه كردي، ظلمي است در حق مردم مصر و اخوان المسلمين و شهيد خالد اسلامبولي. آيا صرف قطع شدن اينترنت و خطوط تلفن باعث مي‌شود دو اتفاق را شبيه هم كرد؟ همين ظاهربيني‌تان باعث شده است كه باراك اوباما اسمت را به زبان بياورد و از تو حمايت كند.

اگر اين طور است چون سپاه بزرگ يزيد، لشكر اندك امام حسين(ع) را از زير تيغ گذارند، هر كس چنين كند يزيدي است؟ يعني امام علي (ع) كه در نهروان و جمل لشكر اندك مارقين و ناكثين را گردن زد هم يزدي است؟! پناه بر خدا! يعني رزمندگان اسلام هم كه در مرصاد، منافقين را به درك واصل كردند يزيدي هستند؟!

آنچه مهم است جهت اعمال است. چاقو در دست يك قاتل و يك جراح، چاقو است، ولي هر كدام در جهتي استفاده مي‌كند، يكي مي‌كشد و يكي درمان مي‌كند! بله نظام براي حفظ استقلال خود و براي حمايت از راي مردم در روزهاي بعد انتخابات براي جلوگيري از ارتباط گيري منافقين و بهايي‌ها و سلطنت‌طلب‌ها سيستم‌هاي ارتباطي را چند روزي قطع كرد تا شما غربگرايان نتوانيد در راستاي سياست‌هاي آمريكا در ايران عمل كنيد و مصر سيستم‌هاي ارتباطي را قطع كرد تا اسلام گرايان نتوانند بين هم ارتباط برقرار كنند تا مبارك بتواند سياست‌هاي آمريكايي را در كشور پياده كند. دقيقا صد و هشتاد درجه مقابل هم!

ظاهر هر دو اتفاق يكي است، فقط يكي براي آمريكا و ديگري بر عليه امريكا! يكي براي اسلام‌زدايي، يكي براي اسلام‌گرايي! يكي براي استكبار دوستي، ديگری براي استكبار ستيزي! يكي برای اسلام و ديگري بر ضد اسلام!

 

آيت‌الله خاتمي:  بايد مواظب فرصت‌طلبان بود تا گوهر انقلاب را به تاراج نبرند‌

خبرگزاري فارس: نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان رهبري گفت: بايد مواظب فرصت‌طلبان بود تا گوهر انقلاب را به تاراج نبرند.

 

به گزارش خبرگزاري فارس از كرمان، آيت‌الله سيد‌احمد خاتمي چهارشنبه شب در جمع مردم بردسير اظهار داشت: نعمت نظام مقدس جمهوري اسلامي يك فرصت گرانبها براي ملت ايران است و اين فرصت هديه خداوند محسوب مي‌شود و دهه فجر دهه قدرداني و سپاسگزاري از خداوند براي عطا كردن اين نعمت و فرصت ارزشمند است.
خاتمي گفت: در عصري كه اسلام غريب بود، اين انقلاب به صحنه آمد و حاكميت كفر را شكست و خيزش جهاني را به راه انداخت و امروز شاهد آغاز جنبش در مصر هستيم و ‌خيزش مردم مصر امان استكبار را بريده است و اين‌ها همه از بركات انقلاب اسلامي محسوب مي‌شود.
وي تصريح كرد: مردم در اين دنيا نسبت به فرصت‌ها سه گروه هستند، عده‌اي فرصت‌سوزي مي‌كنند و حوادثي كه بعد از رحلت پيامبر اسلام (ص) به وجود آمد، مصداق فرصت‌سوزي است كه اگر زمام امور را به دست فرد معرفي شده توسط پيامبر، حضرت علي (ع) مي‌سپردند، اين بلاها بر سر مسلمانان نمي‌آمد.
خاتمي افزود: حضور 85 درصدي مردم در انتخابات سال 88 يك فرصت بسيار مغتنم الهي و سرمايه كشور بود و برخي تشنگان قدرت فرصت‌سوزي كردند و فتنه‌ها را برپا كردند.
امام جمعه موقت تهران بيان داشت: گروه دوم مردم فرصت‌طلبان هستند، اين‌ها در واقع كساني هستند كه در عصر غربت انقلاب دور از گود نشسته بودند و چون ورود به گود براي آنها مشكلاتي را در پي داشت، آنان به فكر منافع خود بودند و هنگامي كه نشانه‌هاي پيروزي نمايان شد به صحنه آمدند و خود را شريك دانستند كه بايد مواظب آنها بود تا گوهر انقلاب را به تاراج نبرند.
وي خاطرنشان كرد: دنياي غرب در آغاز روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ما اميد داشت كه از طريق دولت موقت بتواند آن چه را كه مي‌خواهد، از اين انقلاب به دست آورد، آنچنان كه هم‌اكنون در مصر البرادعي را به صحنه آورده‌اند و البرادعي در سخنان اخيرش گفته است، انقلاب ايران يك افسانه واقعي است و نبايد گذاشت اين افسانه در مصر اتفاق بيفتد.
خاتمي تصريح كرد: غربي‌ها به اميدي عليه انقلاب نوپاي ما تلاش نكردند، اما اگر آنان مي‌دانستند اين انقلاب روزي جهاني مي‌شود در همان روزهاي آغاز دخالت نظامي مي‌كردند، البته اميدي كه آنان به دولت موقت بسته بودند، جزو اشتباهات محاسباتي آنان بود؛ آنها امام راحل را نشناخته بودند و عظمت و قدرت نفوذ وي را درك نكرده بودند و با همراهي مردم، آمريكا در توطئه ناكام ماند.
نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان رهبري گفت: فرصت‌طلبان در فتنه سال 88 خود را همسو با حركت مردم نشان دادند، اما روحشان با روح حركت مردم كه همان ولايتمداري بود، همسو نشد و بار ديگر مردم غيور ايران با رهبري عالمانه و هوشمندانه حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر فرزانه انقلاب اين توطئه را خنثي كردند.
وي افزود: گروه سوم مردم فرصت‌سازان هستند كه انبيا و اوليا خداوند به عنوان فرصت‌سازان تاريخ بشريت هستند.
وي اظهار داشت: پيامبر اسلام (ص) در زماني به صحنه آمدند كه سراسر جهان غرق در ظلمت و جهل بود و ايشان آمدند و فضا تغيير كرد و اين نعمت بزرگي است كه خداوند به بندگانش عطا كرد و از ويژگي‌هاي انبيا و امامان همين تبديل بحران‌ها به فرصت‌ها است و آنان بحران‌ها را به عنوان سكويي براي رسيدن به رشد و كمال استفاده كردند.
خاتمي تصريح كرد: صلح امام حسن مجتبي (ع) با معاويه، برخورد امام رضا (ع) با مأمون در بر عهده گرفتن خلافت و وليعهدي و هشت سال جنگ تحميلي در ايران همگي بحران‌هايي بودند كه به فرصت تبديل شدند و امام حسن (ع) با پذيرش صلح با معاويه زمينه حكومت اسلام را هموار كردند، امام رضا (ع) حقانيت حضرت علي (ع) را از تريبون حكومت بني‌عباس تبيين كردند و امام راحل در جنگ تحميلي با تدابير الهي‌اش كشور را در مقابل تهاجم بيگانگان بيمه كرد.
وي بيان داشت: فتنه سال 88 يك بحران بود كه با تدابير حكيمانه رهبر عزيز انقلاب باز هم به فرصت تبديل شده است، فرصتي كه اين بار كشورمان را در برابر فتنه‌هاي داخلي و منافقان بيمه كرد.

 

گزيده‌اي از سخنان ولي‌امر مسلمين درباره حربه‌هاي استكبار عليه نهضت اسلامي؛

شكى نيست خاورميانه جديد با محور اسلام شكل خواهد گرفت

خبرگزاري فارس: حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، سال گذشته در ديدار با گروه‌هاي مبارز فلسطيني، به تحولات منطقه و مساله فلسطين اشاره كردند و فرمودند: "شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت و اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود ".

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، به مناسبت "اتفاقات اخير در كشور مصر "، پايگاه اطلاع‌رساني حضرت ‌آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، در ويژه‌نامه‌اي به بررسي تحولات اخير در كشورهاي اسلامي منطقه خاورميانه مي‌پردازد.
مقام معظم رهبري سال گذشته در ديدار با گروه‌هاي مبارز فلسطيني، به تحولات منطقه و مساله فلسطين اشاره كردند و فرمودند: "شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت و اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود ".
در بخش ديگري از اين ويژه‌نامه، گزيده‌اي از سخنان معظم‌له درباره حربه‌هاي استكبار عليه نهضت اسلامي در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد:

*خاصيت قرآن و اسلام

آمريكا با اسلام، ولو اسلام غيرحكومتى - همان اندازه‌اى كه امروز در عربستان سعودى و مصر هست - هم مخالف است. اگر به فرض محال، امريكاييها مقاصدشان را در اين‌جا بتوانند تحقق ببخشند، آن وقت معلوم خواهد شد كه موضعگيريشان در مقابل آنها چيست.
گزارشى به من دادند كه مأموران آمريكايى به يكى از وزراى يكى از كشورهاى اسلامى معروف گفته بودند، شما بايد در كتابهاى درسي‌تان مسائل دين و جهاد را كمتر ياد بدهيد؛ چرا اين مطالب را در كتابهاى درسيتان مي‌آوريد؟ قضيه اين‌طورى است. اينها با اصل اسلام، با اصل تفكر اسلامى، تفكرى كه دارنده‌ى خودش را وادار مى‌كند كه از هيچ قدرت مادى مرعوب نشود و واهمه پيدا نكند، ناراحت و عصبانيند. و اين خاصيت قرآن و اسلام است.
بيانات در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى( 27 اسفند 1380)

كشورهاي دست‌نشانده‌شان هم مايه‌ دردسرند

حتّى حكومت‌هاى سلطنتى‌يى كه امروز در خاورميانه وجود دارد، آمريكا اينها را دوست نمى‌دارد؛ چون مى‌داند اينها براى او مايه‌ى دردسر است. دولت‌هاى اسلامى و عربى بايد به اين نكته توجه كنند. آمريكا براى مصر هم برنامه دارد؛ براى سعودى هم برنامه دارد؛ براى اردن هم برنامه دارد؛ براى كشورهاى خليج فارس هم برنامه دارد. برنامه‌ى او فقط براى لبنان و سوريه و عراق نيست كه ديگر كشورهاى عربى بنشينند، تماشا كنند كه امريكا به خيال خود حساب سوريه و لبنان را برسد؛ بعد نوبت آنهاست.
البته بين خواست امريكا و واقعيت خيلى فاصله است. گروهى كه امروز در آمريكا سر كارند، مثل آدم‌هاى مست تصميم مى‌گيرند؛ اصلاً نمى‌فهمند چه كار مى‌كنند؛ اينها از خيلى واقعيات عالم فاصله دارند و دورند. خود تحليلگران زبده و برجسته‌ى سياسى امريكا هم امروز همين حرف‌ها را مى‌زنند و مى‌نويسند. سايت‌هاى اينترنتى و مطبوعاتشان از اين حرف‌ها پُر است؛ مى‌گويند اينها دارند امريكا را به نقطه‌ى اضمحلال و سقوط مى‌كشانند. واقع قضيه هم همين است. وجود اينها براى امريكا احتمالاً انتقام خدايى است؛ ليكن به‌هرحال اين برنامه را دارند.
ديدار كارگزاران نظام 8 آبان 1384

*حركات پيش‌دستانه استكبار

آمريكايى‌ها مى‌دانند كه در دنياى اسلام آينده‌يى ندارند. براى اين‌كه بيدارى اسلامى به حركتهاى انقلابى منتهى نشود، پيشدستى مى‌كنند؛ مى‌خواهند چيزى را كه براى ملتها سرنوشت محتوم است، با ابتكار و حركتهاى پيشدستانه‌ى خودشان عقب بيندازند. اخيرا امريكايى‌ها اعتراف كرده‌اند كه اگر حمله‌ى آنها به عراق نمى‌بود، رژيم صدام در مدت كوتاهى به‌وسيله‌ى عناصر مؤمن و مسلمان خود عراق سرنگون مى‌شد و ابتكار عمل از دست آنها خارج مى‌گرديد؛ آنها از اين مى‌ترسند. فعاليت آنها انفعالى و از روى ترس از عواقب بيدارى اسلامى در دنياى اسلام است. حركتى كه امروز امريكايى‌ها در اين منطقه مى‌كنند، ناشى از قدرت نيست؛ ناشى از احساس قدرت در اردوگاه اسلامى و قيام اسلامى و بيدارى اسلامى است.(14 خرداد 1384)

*بى‌اعتنايى و بى‌احترامى به كرامت انسانها

دستگاه شما، دستگاه نفرت، ظلم، بى‌اعتنايى و بى‌احترامى به كرامت انسانهاست. چرا وارد عراق شديد؟ چرا يك كشور مستقل را زير چكمه‌ى سربازان خودتان اين‌طور لگدمال كرديد؟ چرا كرامت و ارزش مردم عراق را ناديده گرفتيد؟ حالا دارند طرح انتقال قدرت درست مى‌كنند، منتها قدرتى كه در واقع در اختيار خود امريكاييها باشد.
سياستمداران و نخبگان عراقى بدانند كه هر قدرتى كه در عراق روى كار بيايد و دست‌نشانده‌ى امريكاييها تلقى شود، اين قدرت به قدر امريكا پيش مردم عراق منفور خواهد بود. مردم عراق حاضر نيستند كه بعد از رفتن صدام، سلطه‌ى امريكا و دست‌نشانده‌هاى امريكا را بر آن‌جا ببينند. انتقال قدرت، به اين است كه به مردم عراق انتقال قدرت شود و انتخابات انجام گيرد؛ مردم انتخاب كنند، نه اين‌كه كسى بيايد آن‌جا يك طرحى را كه امريكاييها مايلند، به نخبگان و سياستمداران عراقى ديكته كند و آنها هم تسليم همان طرح امريكا شوند.

 

پيش‌بيني رهبر حکيم‌انقلاب درباره تحولات‌خاورميانه و مصر

رهبر معظم انقلاب اسلامي دوم تير ماه سال جاري در در ديدار اعضاى بسيجى هيئت علمى دانشگاه‌ها، شرايط جديد منطقه را پيش‌بيني کردند و فرمودند: «اگر من بخواهم آن لبّ تلقى و برداشت خودم را به شما عرض بكنم - كه شايد در يك مجال كوتاه، برايش استدلال هم نشود ارائه كرد؛ البته مستدل است، منتها شايد دردو كلمه نشود استدلالى برايش بيان كرد - اين است كه مراكز استكبارى جهانى درمقابله‌ى با حركت اسلامى كه نماد واقعى‌اش جمهورى اسلامى است، "دارند آخرين تلاشهاى خودشان را ميكنند". در بسيارى از عرصه‌ها تلاشهايشان و تدابيرشان "به بن‌بست خورده و كار از دستشان در رفته" است. اين كمربندى كه اينها بر دور مسائل جهانى كشيده بودند و حيطه‌بندى‌اى كه كرده بودند، در حساس‌ترين نقاط روى زمين يعنى خاورميانه، اين كمربند پاره شده - يا سست شده، حداقلش اين است؛ ولى به نظرمن پاره شده - و از دستشان در رفته است.

 

خدا مرحوم آ شيخ حسين لنكرانى، روحانى سياسىِ كهنه‌كار قديمى را رحمت كند.ايشان سالهاى 53 و 54 يا شايد هم زودتر - سالهاى اواخر دهه‌ى چهل - وضعيت رژيم طاغوت را تشبيه ميكرد به كسى كه روى يك گنبدى رفته و يك دستمال ابريشمى هم دستش است كه توى آن پر از گردوست؛ و گوشه‌ى اين دستمال وا شده، و گردوها همين طور دارد ميريزد؛ اين ميخواهد اين گردو را بگيرد، يك گردو از آن طرف مى‌افتد، يك گردوى ديگر، يك گردوى ديگر، خودش هم روى گنبد است! بالاخره آدم روى زمين صاف، باز ميتواند گردوها را هر جور هست جمع كند.

 

به نظر من امروز نظام سلطه در مواجهه‌ى با حركت اسلامى يك چنين حالتى دارد. جاپايش محكم نيست؛ زيرا بسيارى از شگردهاى تبليغاتىِ استواربنيانِ قديمىِ اينها براى مردم دنيا رو شده است. امروز در جامعه‌ى آمريكا، خشم عميق از حضور قدرتمند لابى صهيونيستى بتدريج دارد توسعه پيدا ميكند. اين نارضائى در بين مردم آمريكا - كه مركز تحرك صهيونيستها و قدرتمندان صهيونيستى و سرمايه‌داران صهيونيست است - بتدريج دارد به وجود مى‌آيد؛ البته رژيم حاكم در آمريكا بر مردم بسيار سخت ميگيرند - يك نوع خاص سختگيرى - و آنچنان اينها را مشغول زندگى و گرفتار زندگى ميكنند كه فرصت سر خاراندن ندارند؛ در عين حال اين حالت دارد به وجود مى‌آيد. *اين اطلاعات موثق ماست. * در كشورهاى اروپائى هم به يك نحو ديگر. كشورهاى اسلامى كه معلوم است. *كشورهاى خاورميانه كه معلوم است. *ملتها حالت نفرت - و بعضاً بغض - نسبت به رژيم ايالات متحده و مجموعه‌ى سلطه در دنيا دارند. اين را هم نميتوانند جمع كنند؛ هى تلاش ميكنند، اما نميتوانند جمع كنند.»

 

ايشان سال گذشته در دیدار با گروه‌های مبارز فلسطینی، به تحولات منطقه و مساله فلسطین اشاره كردند و فرمودند: «شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت و اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود».

 

به بهانه‌ی «اتفاقات اخیر در كشور مصر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت ‌آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در ویژه‌نامه‌ای به بررسی تحولات اخیر در كشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه می‌پردازد.

 

در اولین بخش از این ویژه‌نامه، گزیده‌ای از سخنان معظم‌له درباره ملت و دولت مصر در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد:

 


مسلمانان در عزلت بودند

 

در آفريقا، در آسيا و در خاور ميانه، چقدر كشورهاى اسلامى وجود دارد كه در آنها نظامهايى رفت و نظامهاى ديگرى آمد؛ اما همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلا كشورى مثل عراق، رژيم سلطنتى داشت. رژيم سلطنتى رفت، رژيم ديگرى بر سر كار آمد. آن هم رفت، عده ديگرى آمدند. بعد آنها رفتند، يك عده‌ى ديگر جايشان را گرفتند. باز آن عده رفتند و عده ديگرى آمدند. تا اين‌كه نوبت به بعثيها رسيد. در تمام اين نقل و انتقالها، كسانى كه جايشان خالى بود، مسلمانان بودند. اكثريت قاطع مردم عراق، مسلمانند؛ اما در تحولات مذكور، اصلا خبرى از حضور آنها نبود! يا فرض بفرماييد در كشور مصر - البته آن‌جا، جمعيتى به نام «اخوان المسلمين» بود - تحولى شد و رژيم سلطنتى از بين رفت. با از ميان رفتن رژيم سلطنتى، رژيم جمهورى و انقلابى بر سر كار آمد كه چهره‌ى شاخصش «عبدالناصر» بود. بعد، عبدالناصر مرد، ديگرى آمد. بعد او رفت، ديگرى آمد. در تمام اين مدت - البته تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى - همه‌ى تحولات، بركنار از جريان اسلامى و عناصر اسلامى بود. اصلا عناصر اسلامى، كاره‌اى نبودند. در همان انقلاب اول مصر هم، عناصر اسلامى مؤثر بودند؛ اما به مجرد اين‌كه حكومت جديد تشكيل شد، كنارشان زدند. بعضى را به زندان افكندند، بعضى را كشتند و بعضى را از صحنه خارج كردند. اين‌جا هم اسلام، حضورى نداشت.
بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى سوم رمضان 1415، 14/11/1373

مثل همان فريادى كه ملت ايران كشید...

 

در كشور مصر، يك عده جوان مسلمان، يك عده مردم مسلمان، مى‌ايستند و شعار اسلامى مى‌دهند و هيچ ارتباطى هم برحسب ارتباطات معمولى انسانى، بين آنها و مردم ما نيست. اما به قدرى شعارهاى آنها به شعارهاى ما نزديك است، كه رئيس جمهور بدبخت روسياهشان مى‌گويد «اينها از طرف ايران تحريك شده‌اند!» ما چه ارتباطى با آنها داريم؟ آنها مسلمانند. خود آنها شعار قرآن مى‌دهند. خود آنها هستند كه احساس مى‌كنند بايد در راه خدا حرف بزنند، فرياد بكشند و حركت كنند؛ مثل همان فريادى كه ملت ايران در دوران طاغوت عليه آمريكا و عليه استكبار و استبداد جهانى كشيد و باز هم مى‌كشد.
بيانات در ديدار فرماندهان «بسيج» سراسر كشور 27/08/1371

برای استكبار، شیعه و سنی فرقی نمی‌كند

 

او كه با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سنى فرقى نمى‌كند. ديديم كه استكبار چگونه روى انقلابيون سنى در فلسطين و مصر فشار مى‌آورد. اينها كه شيعه‌ى دوازده امامى نيستند. همه‌ى اينها برادران اهل سنت ما هستند. مى‌بينيد كه چه فشارى روى اينها مى‌آورند. براى استكبار كه فرقى نمى‌كند. اما او كه با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شكلش - مخالف است، حالا در موضع يكى از اين فرقه‌ها قرار مى‌گيرد و عليه يك فرقه‌ى ديگر تلاش مى‌نمايد و پول خرج مى‌كند. ما بايد هوشيار باشيم.
سخنرانى در ديدار با گروهى از روحانيون 05/10/1368

شكنجه‌ی گروه‌های مسلمان در مصر

 

گروههاى مسلمانى كه براى دفاع از اسلام قيام مى‌كنند، به‌وسيله‌ى سردمداران آن كشورها به راحتى زير فشار و شكنجه و زندان قرار مى‌گيرند و قدرتهاى جهانى هم از اينها - يعنى از دولتها - حمايت مى‌كنند. مصر، امروز اين گونه است. بسيارى از كشورهاى ديگر در دنيا همين گونه‌اند.
سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از جانبازان، خانواده‌هاى معظم شهدا، اسرا، 24/08/1368

حمایت آمریكا از حكومت وابسته‌ی مصر

 

در مصر روشنفكرترين نسلهاى مسلمان، مورد تعقيب خشن و خشم‌آلود رژيم فاسد و نالايق آن كشور قرار مى‌گيرند، و حكومت وابسته و حقير آن كشور بزرگ مورد تشويق و كمك مالى و امنيّتى آمريكا قرار مى‌گيرد.
پيام به حجاج بيت‌الله الحرام 28/02/1372

مردم مصر، محب اهل بیتند

 

امروز، در كشور مصر، مسجد «رأس الحسين» آن‌جا كه خيال مى‌كنند سر مقدس آن بزرگوار مدفون است محل تجمع عواطف مردم محب‌ اهل بيت مصر است. ملت مصر، ملت خوبى است. كار به رژيم و دولت آن كشور نداريم. ملت محب اهل بيت است.
بيانات در جمع علما، طلاب و روحانيان، در آستانه‌ى ماه «محرم» 26/03/1372

 

 

لزوم اضافه‌کردن جرم‌تأخير در انقلاب‌تونس‌ومصر به کيفرخواست سران‌فتنه

مجتبي زارعي: تحولات اجتماعي و سياسي در خاور ميانه‌ي اسلامي و عربي بي شك با يكديگر پيوندي وثيق دارند. ايرانيان، مصريان و اهالي تونس و يمن و مردمان اردن و شجاعان عرب در لبنان و فلسطين درد و زخمي مشترك و آمال و آرزويي واحد آنها را به هم نزديك مي سازد.

درد ايراني، درد يمني و درد فلسطيني، درد ايراني است گو اينكه رنج فلسطيني، اندوه و جراحتي بر قلب مصريان و امت انقلابي تونس نيز هست. اكنون كيست كه نداند مردمان اين ديار را روس‌ها و انگليس‌ها و متخصصين فرانسه و جماعت سلطه‌گر يانكي از يكديگر دور داشته اند، يكي را به‌نام "عرب" و ديگري را به اسم "عجم"، و آن ديگري ها را بنام "خلق مديترانه اي" و "بين النهريني"  از خويشتن خود غافل كردند. صرف‌نظر از اين واضحات، نگارنده امّا برآن است كه در دوره‌ي اخير، سران فتنه‌ي ايراني، حداقل  مسووليت تأخير "يك فصل" يا "يك نيم سال" از انقلاب اسلامي مصر و تونس را بر ذمّه‌ي خويش دارند. مي گوييد چگونه فتنه‌ي ايراني پارسال، انقلاب ملت هايي در ديگر بلاد را به تأخير گذارده است؟ در پاسخ بايد گفت كه كافي است فقط تحولات  منتهي به سال اخير را فهرست كنيد! آن‌وقت به رازي بزرگ در فتنه‌ي هزار توي ايراني پي خواهيد برد.

يكم: مقاومت اسلامي لبنان نخستين پيروزي اسلامي و عربي را در جبهه‌ي نظامي مقابل رژيم اشغالگر قدس جشن مي گيرد.

دوم: مقاومت اسلامي فلسطين در نبردي تاريخي، دومين پيروزي امت هاي اسلامي و عربي را در برابر رژيم جعلي اسراييل رقم مي زند

سوم: پيروزي اسلام گرايان در تركيه و خيزش عمومي آنها يكي از اضلاع ژئو پلتيك ناتو را منهدم  مي نمايد.            

چهارم: ملت بزرگ ايران با تلاش دانشمندان ايراني در اوج تحريم هاي دشمن، با راهيابي به باشگاه اتمي و  كلوپ فضايي، سيكل بسته و انحصاري قدرت هاي بزرگ را به نفع ملّت هاي آزاده جهان مفتوح مي سازد و در مرزهاي دانش حركت مي كند.

پنجم: انتخاباتي تاريخي با مشاركت بي نظير ايرانيان در منظر جهانيان شكل مي گيرد كه نوعي رفراندوم و آري به نظام سياسي اسلام تلقي مي گردد.

ششم: خاورميانه‌ي مورد نظر ايالات متحده‌ي آمريكا فرو مي پاشد و بايد هندسه‌ي اسلامي معماري شود.

... اما در حالي كه ايران به عنوان "ام القري جهان اسلام" برگ زرين مشاركت حماسي‌اش را ورق مي زد و "ليبرال دموكراسي" را تحقير مي‌کرد، فتنه اي بزرگ در پايتخت سياسي جهان اسلام شكل مي گيرد، فتنه اي كه به بهانه‌ي احتمال تقلب در فرايند انتخابات، فروپاشي نظام را در دستور كار خود قرار داده بود.

در حالي كه ملت هاي لبنان، فلسطين، تركيه و ايران مي رفتند تا ساختار خاور ميانه اي چابك، پويا و عميقاً اسلامي را سامان دهند، تهران دست‌خوش تخريب و دود و آتش مي شود. فتنه اي كه دل مبارزان و ملت هاي انقلابي را در جهان و خاورميانه اسلامي و عربي خالي كرد. اين در حالي بود كه با پيروزي شجاعان مكتبي عرب بر صهيونيسم جهاني و با خيزش عمومي ملت تركيه عليه حكومت لائيك ها و نيز با رفراندوم و رستاخيز ايرانيان در انتخابات، همه چيز براي قيام عمومي ملت هاي اسلامي بر عليه ديكتاتورها آماده بود، اما به‌ناگاه محاسبات دگرگون مي شود و شعارهاي عجيبي از سران فتنه و اذناب آنها از پايتخت ايران به دنيا مخابره شد: 

 ...نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران، زنده باد جمهوري ايراني، فلسطينو رها كن، فكري به حال ما كن، اوباما، اوباما، يا با اونا يا با ما، نه شرقي نه غربي دولت سبز ملي، استقلال آزادي جمهوري ايراني و...

فتنه گران كاري كردند كه دشمنان و ديكتاتورها اميدوار شدند و اين هم جرم كمي نبود، دشمن تلاش كرد با ايجاد جبهه‌ي عظيم رسانه اي وانمود كند كه عُمر انقلاب اسلامي سپري شد و ايرانيان خواستار جمهوري لاييك هستند. پس از آشوب هاي تهران بود كه شوراي امنيت، فصل جديدي از تحريم ها را عليه جمهوري اسلامي آغاز كرد. ملت هاي مسلمان در شوك وضعيت نوپديد تهران در موقعيت هاي خويش، تحفظ پيشه کردند تا وضع جديد انقلاب اسلامي را تحليل کنند. با اينكه وجود مولايمان خامنه اي و توده هاي ميليوني امت وفادار به انقلاب اسلامي و زبان هاي زنده‌ي تحولات ايران بزرگ، هيچ‌گاه به ترك خيابان ها و صحنه ها مبادرت نکردند اما رسانه هاي نظام سلطه به خلق پيام هاي دروغين و انتشار گسترده‌ي آن از تهران مبادرت مي کردند و قلب و دل مبارزان و بسيجيان جهان اسلام را مي لرزاندند.

پس، ترديد در دل ملت هاي مسلمان و مؤمن به انقلاب اسلامي، جرمي است علاوه بر آشوب هاي خياباني و پروژه‌ي براندازي كه با هيچ چيز قابل جبران نخواهد بود. چه بسا ملت هاي مصر و تونس و اردن ماه‌ها قبل در تدارك برخورد با ديكتاتور بوده اند و "ساعت صفر" نهضت‌شان، سالي قبل تر از اكنون بود اما آنها بايد براي آغاز قيام، حداقل چهره اي روشن از تهران و پايتخت انقلاب اسلامي مي يافتند تا وقتي همه جنايتكاران عليه آنها بسيج  مي شدند، صداي همبستگي جمهوري اسلامي را مي شنيدند، امّا غبارهاي فتنه و دودهاي آتش و آشوب آنها را از آغاز اجرايي نهضت دور كرد. كداميك از سران فتنه  حاضرند مسووليت اين تأخير ها را بر عهده گيرند؟ كدامشان خواهند توانست مسووليت ترديدهاي احتمالي مبارزان جهان اسلام را براي شروع قيام  بر عهده گيرند؟

ما اما نيك مي دانستيم كه دود آشوب هاي تهران كمي سوي چشمان نهضت ها در ديگر بلاد را كم فروغ  مي کند اما مگر دود مي‌توانست مقابل آفتاب پر فروغ انقلاب، خودآرايي و جلوه نمايي كند! خيلي زود انقلاب و انقلابيون بر آلترناتيوهاي كاريكاتوري خود پيروز شدند. ما نمي دانيم آيا ليبرال ها و غربزده ها خواهند توانست بر انقلاب ملت هاي مسلمان مصر و تونس و اردن استيلا يابند يا خير، اما اين را مي دانيم كه مهارت ايرانيان خيلي بيشتر از اين حرف هاست! ملت ما در اقصي نقاط كشور رشيد شده است و مردمان تهران رشيدتر!، ايرانيان كه دريافته بودند سران فتنه و اوباشان اجاره اي بهايي ها، دروغ هاي بزرگي را با كمك بي.بي.سي، VOA، العبريه! فاكس واسكاي نيوز به دنيا منعكس كردند، دست به كار شدند و مهارت انقلابي خود را به رُخ دنيا كشاندند.

...- در 9 دي انقلابي مجدد بر پا و با امام، رهبري و شهيدان تجديد ميثاق کردند. دنيا صداي ملت ايران را شنيد و از خواب بيدار شد.

- "غدير قم" را آفريدند كه چيزي از "غدير خم" كم نداشت.

_ ملّت، منتظر خواص و فرماندهان سنتي خود نشد و خود به صحنه آمد و "حجاب معاصريت" را از چهره‌ي ولايت فقيه زدود. در سكوت و طمع سيف الاسلام ها، طلحه ها و ابن عباس ها، ملّت، همه عمار شدند!

_ انقلاب در آغاز دهه‌ي چهارم از منبع مشروعيت تصنعي و جعلي "نَسَبيت" و "سَبَبيت" خارج شد و شرط انقلابي بودن از توهم ارتباط "نَسَبي" و "سَبَبي" با مؤسس انقلاب خارج شد و "نظرية سلطنتي" پرده داري و كليد داري انقلاب و تفكر امام خميني و نيز نگاه "موزه اي" به خط امام در نطفه خفه شد.

_ سفر فرزند قهرمان ملت به نيويورك و نيز از جان گذشتگي اش در عزيمت تاريخي به لبنان بار ديگر ابهت جهاني انقلاب امام خميني و زعامت امام خامنه اي را به ايرانيان بازگرداند، گو اينكه احمدي نژاد با تلفيق جان بازي و ديپلماسي، تخم ترديدهاي فشانده‌ي سران فتنه‌ي ايراني در خاورميانه‌ي اسلامي را با دستان ماهر خويش حتي در مجاورت مرزهاي رژيم صهيونيستي جمع و بار ديگر بذر انقلاب را در بينِ ملت هاي مسلمان اصلاح کرد.

_ آرامش ايرانيان پس از فتنه‌ي سال گذشته در آغاز نخستين بخش از انقلاب اجتماعي- اقتصادي طرح هدفمندي يارانه ها، علاوه بر اينكه از منظر روان‌شناسي اجتماعي و سياسي، خود گوياي شكست عظيم تر آشوب پس از انتخابات شد، تراز جديدي از رفتار اجتماعي ملّت ايران را به دنيا مخابره كرد، و معلوم شد تلاطم ها و آشوب ها كه معمولاً مي تواند مواد و مصالح نارضايتي ها در اقدامات اجتماعي- اقتصادي باشد و اتفاقاً به نقطه‌ي اميد دشمن نيز تبديل شده بود، اکنون به مقطع تحول ايرانيان مبدل گرديده است.

آري! آن "غدير قم" و آن "جانبازي ديپلماتيك" در خاورميانه و اين "آرامش در اصلاح اجتماعي، اقتصادي" كافي بود تا بار ديگر ملت هاي مسلم، پيام حقيقي انقلاب را دريافت كنند و به زنده بودن آن يقين حاصل کنند و مجدداً كسب و كار مبارزه و انقلاب را راه اندازي كنند. اما اين مجاهدت كه گفتيم مي توانست محصولي بيشتر از وضعيت اكنون خاورميانه‌ي عربي و اسلامي را به‌دنبال داشته باشد، چه اينكه اگر سران فتنه‌ي ايراني مي گذاشتند، ملت ها، به‌جاي خاورميانه، اكنون در "نظام جهاني" قامت راست و ايفاي نقش مي كردند، "شوراي امنيت" را دستكاري مي کردند نه اينكه رفتن چند ديكتاتور بز دل اين‌همه با تأخير جشن گرفته شود. از اين رو به‌عنوان يك محقق و انقلاب پژوهي كوچك اين تأخير را متوجه سران فتنه مي دانم و حاضرم در هر كجايي كه لازم باشد، درباره‌ي آن مناظره كنم.

آنها انقلاب هاي خاورميانه را به تأخير انداختند و نمي دانم آيا در كيفر خواست دادستان بسيجي‌مان جناب آقاي محسني عليه سران فتنه به اين جنايت هم اشاره شده است يا نه؟

نهضت هاي تونس، مصر و اردن مهارت فرزند روح الله در لبنان را در انبان خود ندارند كه رئيس هيأت وزيران غربزده را در حالي كه با مقتدرترين (بخوانيد جنايتكارترين) رئيس جمهور جهان در حال مذاكرة رسمي است؛ به‌نام ملت و شجاعان اسلامي و ملّي لبنان به زير كشد! مردمان تونس و مصر و اردن و يمن به آموزش و مهارت هاي انقلابي نياز دارند كه مع الاسف سران فتنة ايراني يكسال سر فصل هاي آموزشي آن را به تأخير انداخته و بايد براي اين جرم بزرگ نزد امام و امت و وجدان بيدار مسلمانان جهان پاسخگو باشند. حالا، حالاها فتنة ايراني پارسال بايد واكاوي شود تا ببينيم عمق جنايت تا به كجا بود!

 

آياتي كه به قيام امام مهدي (عج) تأويل شده‌اند

كيست كه دعاى درمانده را چون بخواندش، اجابت مى‏كند

آيه‌ معروف «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ» (نمل/62) را بارها خوانده‌ايم اما آيا به راستي انديشيده‌ايم؛ كيست كه دعاى درمانده را چون بخواندش، اجابت مى‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند و ما را جانشينان اين زمين قرار مى‏دهد؟

به گزارش فارس، همانگونه كه مي‌دانيم، قرآن منبع اصلي تمامي قوانين و احكام و اعتقادات اسلامي است و اگر چه به صورت مستقيم يا بالفعل به بسياري از اعتقادات و چگونگي اجراي بسياري از احكام اشاره نكرده است؛ با اين حال داراي آياتي است كه در آن‌ها برخي از معارف اسلامي به صورت كلي و مجمل بيان شده است و تفسير و توضيح آن به عهده پيامبران (ص) نهاده شده است.
درباره «مهدويت» نيز چنين است. ريشه اصلي اين تفكر قرآن است كه در چند آيه نابودي ستم را پيش‌بيني كرده است و پيروزي صالحان و پارسايان و مستضعفان را بشارت داده است و سرانجام كار را از آن پرهيزكاران دانسته و بشارت داده كه در پايان جهان، نيكوكاران حاكم خواهند شد. در تفسير اين آيات روايات فراواني بر پيامبر (ص) و ائمه (ع) نقل شده است، كه بنا بر آنها، حكومت امام مهدي (ع) در آخرالزمان همان حكومت مستضعفان و صالحاني است كه در قرآن بشارت به آنها داده شده است.
خداوند در 365 آيه كه در 80 سوره قرآن آمده، به صورت كلي درباره مهدويت سخن گفته است. بيش از 500 روايت از پيامبر و ائمه (ص) و ائمه (ع) در تفسير اين آيات نقل شده است كه در ادامه به چند نمونه اشاره مي‌شود.

«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»
(ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم)
سلمان فارسي مي‌گويد: رسول خدا فرمودند: (خداوند هيچ پيامبر و امامي را نفرستاد مگر آنكه براي او 12 نقيب قرار داد. پس نام امام را شمرد و فرمود: سپس فرزندش، محمد بن الحسن المهدي (ع) است كه به امر پروردگار قيام مي‌كند.

«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»
(در زبور بعد از ذكر تورات نوشتيم. بندگان شايسته‌ام وارث حكومت زمين خواهند شد)
در تفسير اين آيه، محمد بن عبدلله بن حسن از امام باقر (ع) نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: مراد از اين آيه قائم آل‌محمد (ع) و يارانش هستند.

«أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ...»
(يا [كيست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند و شما را جانشينان اين زمين قرار مى‏دهد…)
امام باقر (ع) در تفسير اين آيه، ضمن حديث مفصلي، سخنراني امام عصر (عج) را در موقع ظهور در مكه بيان مي‌فرمايد: «اولين كسي كه با او بيعت مي‌كند، جبرييل است و سپس بيش از سيصد نفر با او بيعت مي‌كنند.»

همانگونه كه گفته شد، بيش از 350 آيه از كلام‌الله مجيد و بيش از 500 حديث در تفسير اين آيات پيرامون مهدويت وجود دارد و آيات و احاديث بالا تنها براي نمونه بيان شده است.
اين آيات و احاديث در حقيقت پلي براي شناخت امام زمان هستند. اما حال اين سوال مطرح مي‌شود كه چرا بايد امام مهدي (عج) را بشناسيم؟
به روايات بسياري در كتاب‌هاي شيعه و اهل تسنن برمي‌خوريم كه در آن مسلمانان موظف شده‌اند تا امام زمان خود را بشناسند و از او پيروي كنند. بيشتر دانشمندان اهل سنت، منظور از امام زمان در اين آيات را زمام‌داران و خلفا دانسته‌اند.
اما شيعه بر اين باور است كه منظور از امام زمان در روايات، امامان معصوم (ع) هستند. بدين جهت، لزوم شناخت مهدي (عج) را جزئي از همين شناخت كلي نسبت دوازده امام مي‌دانند. سلمان فارسي مي‌گويد: «پيامبر (ص) فرمودند: امامان بعد از من دوازده نفر هستند. همه آنها از قريش مي‌باشند … بدانيد كه اينان عترت من هستند و از گوشت و خون من هستند، چرا برخي مردم مرا درباره آنها آزار مي‌دهند؟ خداوند شفاعت من را نصيب آنها نكند.»
همچنين در روايتي از امام حسن (ع) آمده است كه فرمود: «امامان پس از رسول خدا دوازده نفر هستند، نه نفر از آنها از نسل برادرم حسين مي‌باشند. مهدي اين امت از آن‌هاست.»
پس از بيان اصل ضرورت وجود امامان، به بيان وظيفه مسلمانان در برابر آن‌ها و اينكه چرا بايد مسلمانان امام خويش را در هر زماني بشناسند، مي‌پردازيم.
به چند دليل بايد امام مهدي (عج) را بشناسيم:

الف) جلوگيري از انحراف و گمراهي: ضرورت شناخت حضرت مهدي (عج) وقتي احساس ميشود كه انسان‌ها در اثر فاصله گرفتن از امام خود به فساد و گمراهي كشيده مي‌شوند، كه براي رهايي از اين دام خطرناك، راهي جز پيروي از امام نخواهد بود .
امام كاظم (ع) مي‌فرمايد: «امام، حجت بندگان است، هر كه او را رها كند گم‌راه مي‌شود و هركه هم‌راه او باشد، نجات مي‌يابد و رستگار مي‌شود.»

ب) جلوگيري از ابطال عمل: پذيرش و قبولي اعمال و جلوگيري از بطلان عمل در گرو پذيرفتن امام معصوم است …. امام باقر (ع) به زراره فرمود: «اسلام بر 5 چيز بنا شده است. نماز، زكات، حج ، روزه و ولايت.» زراره مي‌گويد عرض كردم، كدام يك از آنها برتر است ، امام (ع) فرمود: «ولايت. زيرا كليد حاكم و حاكم و راه‌نماي آنها است. اگر مردي شب تا صبح را به نماز و صبح تا شب را به روزه سپري كند و و تمام ثروت خود را به صدقه بدهد و همه ساله به حج برود، امام و ولي خود را نشناخته باشد، تا از او پيروي كند و تمام كارهايش به راهنمايي او باشد، هرگز نزد خداوند اجر و ثوابي ندارد و از اهل ايمان نخواهد بود.»

ج) رسيدن به حيات معنوي: پيامبر (ص) فرمودند: «اي مردم! هر كه بخواهد در زندگي همانند من باشد و مانند من بميرد، ولايت علي (ع) را بپذيرد و از امامان پس از او پيروي كند.»

د ) براي فرار از مرگ جاهليت: قال رسول‌الله (ص): «من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» در روايتي كه مورد پذيرش شيعه و سني است، تصريح شده كه هر كس امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت از دنيا مي‌رود.
امام باقر مي‌فرمايد: «هر كس بميرد و امامي نداشته باشد، مرگ او مرگ جاهليت است و هيچ كس در اين جهت معذور نيست تا امام خود را بشناسد.»
رسول خدا فرمود: «هر كس منكر قائم از فرزندانم در زمان غيبتش بشود، و در همان حال بميرد، قطعاً به مرگ جاهليت مرده است.»