ازغزلیات حضرت امام(ره)غمزه دوست

غمزه دوست

 

جــــــــز سر كوى تــــــو اى دوست، نـــــــدارم جايى           در سرم نيست، بجز خاك درت سودايى

بـــــــر در ميكـــــــــده و بتكــــــــــده و مسجد و دير            سجــــده آرم كه تو شايد، نظرى بنمايى

مشكلى حــــــل نشد از مـــــدرسه و صحبت شيخ            غمـــــزه اى تا گره از مشكل ما بگشايى

اين همـــــه مــــــــا و منـــــى، صـوفى درويش نمود          جلــــــــوه اى تا من و ما را ز دلــم بزدايى

نيستم، نيست، كه هستى همه در نيستى است            هيچم و هيچ كـــــه در هيچ نظــر فرمايى

پـــــى هـــــر كس شـــدم، از اهل دل و حال و طرب          نشنيدم طــــــــرب از شــــاهد بزم آرايى

عـــــــاكف درگـــــــــــه آن پرده نشينم، شب و روز             تا به يك غمزه او، قطـــــره شود دريايى

 

 

پرسش وپاسخ

چگونه می توان با قرآن مأنوس شد؟ روش های پیشنهادی برای حفظ آسان قرآن چیست؟

    ‏ حفظ قرآن آمادگی و مقدماتی را نیاز دارد که به برخی اشاره می شود:
    1- قصد و اراده: تصمیم اولین محرّک هر شخص برای دستیابی به مقامات بالا است.
    نیّت هر فردی در زمینة حفظ قرآن ابتدا فقط باید خدا باشد و با استمداد از عنایت الهی وارد حفظ قرآن شود.
    2- پشتکار قوی: اراده و تصمیم جدی وقتی با همت و پشتکار همراه گشت، زمینه ساز پیشرفت و تکامل می گردد.
    3- توکّل به خدا: "من یتوکّل علی اللّه فهم حسبه؛ هر کس به خدا توکل کرد، خدا او را کفایت می کند".
    بعد از قصد و نیت خدا جویانه، و تلاش و پشتکار مهمترین عامل موفقیت، توکل به خدا است.
    4- دعا:‌برای کسب موفقیت بیشتر در زمینه حفظ قرآن و هر امر دیگری انسان نیازمند به ارتباط با خدا و راز و نیاز با او است.
    عواملی که در سهولت حفظ قرآن مؤثرند:
    اموری که حفظ قرآن را آسان می سازند و موجب می شوند که انسان زودتر به مقصد برسد، عبارتند از:
    1- قرآن انتخابی: انتخاب یک نوع قرآن معیّ با چاپ مرغوب، عامل مؤثری در سهولت و افزایش سرعت حفظ است.
    2- برنامه ریزی دقیق و منظم: عالم چون نظم دارد، هستی و بقا دارد. خداوند نظم آفرین، اهمیت نظم را در دستگاه آفرینش با تعبیرات مختلفی بیان کرده است و از این طریق انسان را به داشتن نظم و رعایت میزان و عدالت (که به معنی نظم و قرار دادن هر چیزی در جایش می باشد) دعوت کرده است.
    اگر در همة امور زندگی، مخصوصاً در فعالیت های علمی وحفظ قرآن و برنامة روزمرة دقیق و حساب شده و منظمی وجود داشته باشد، زودتر و آسان تر می توان به هدف رسید و شاهین پیروزی را به پرواز در آورد.
    وقت و شرایط مناسب را خود انسان باید به وجود آورد، نه این که در انتظار پیش آمدن فرصت ها بنشیند.
    در برنامه ریزی نکاتی را باید مدنظر قرار دارد، از جمله:
    1- مبنای برنامه ریزی صفحات قرآن باشد، نه آیات، چون طول آیات یکسان نیست.
    2- حفظ قرآن در برنامة هر روز باید قرار گیرد و هیچ وقت از آن تخلّف نشود.
    3- برای این که برنامه ریزی با واقعیت های زندگی هماهنگ باشد لازم است در برنامه، حداقل فاصله زمانی برای حفظ در نظر گرفته شود، ولی حداکثر آن مشخص نباشد تا برنامه قابل انعطاف گردد.
    4- برای این که حفظ از عمق بیشتری برخوردار باشد و دیرتر از خاطر انسان برود بهتر است برنامة‌ حفظ را در چهار مرحله در هر شبانه روز تنظیم نماید:
    مرحلة اوّل، با دقت و تمرکز به آیات نگاه می کنیم.
    مرحلة دوّم: با دقت بیشتر و با توجه به ترجمه و معنای آیاتی که باید حفظ کنیم، می نگریم.
    مرحله سوم: شروع می کنیم به حفظ کردن.
    مرحلة چهارم: خود آزمایی. بهترین زمان برای خود آزمایی پیش از خوابیدن است آن چه را که در روز حفظ کرده ایم. شب پیش از خواب از خود امتحان می گیریم.
    3- زمان مناسب: مسئلة زمان را از دو جهت باید در نظر داشت:
    اوّلاً : در ساعات ثابت و معیّنی باشد. همان گونه که هنگام فرا رسیدن شام یا ناهار به علت ترشحات معده، احساس گرسنگی می کنیم، یعنی معدة خود را برای دریافت غذا آماده ساخته است، اگر حفظ مطالب نیز در زمان و ساعت مشخصی انجام گیرد، حافظة انسان به تدریج خود را آمادة پذیرش آیات جدید می نماید.
    ثانیاً: ساعات معیّن برای حفظ و مطالعه را چه زمانی انتخاب کنیم؟
    بی گمان یکی از مناسب ترین وقت ها برای حفظ و مطالعه، ساعات شروع روز است که ذهن بعد از استراحت شبانه، آمادگی بیشتری برای فعالیت دارد. تجربه ثابت کرده است که سحرگان و صبحگاهان بهترین زمان برای فعالیت های علمی و حفظ است. مشکل بیداری با مقاومت چند روزه حل می گردد و بعد از چند روز لذّت و شیرینی سحر خیزی را تحصیل خواهد نمود.
    بعد از صبح و سحر، هر زمانی که انسان آمادگی و شرایط لازم را برای حفظ داشته باشد، مناسب ترین زمان است.
    4- مکان مناسب: برخی از ویژگی های مکان مناسب برای مطالعه و حفظ کردن عبارتند از:
    1- خلوت ، ساکت، ساده و بی پیرایه: هر مکانی که در تمرکز حواس اختلاف ایجاد کند، مکان مناسبی نیست.
    2- محیط هایی که دارای هواس سالم و آزاد و لطیف باشند و گرایش به برودت و سردی داشته باشد، زیرا های گرم علاوه بر این که کسالت آور و خسته کننده و همراه با خواب آلودگی است، توان حافظه را کاهش می دهد و تمرکز حواس را از بین می برد.
    3- نور و رنگ، کافی و متعادل باشد.
    4- تمرکز حواس و تقویت اراده: با تقویت اراده، حواس خود را متمرکز کنید، و از نفوذ افکار خارجی و خاطره های تلخ و شیرین که ذهن را به خود مشغول می کند، جلوگیری نمایید.
    کلیة عواملی را که می توانندباعث پراکندگی افکار شوند، مثل گرسنگی، تشنگی، خستگی، اضطراب، نگه داشتن ادرار یا به کسی قول دادن یا انتظار کشیدن از بین ببرد.
    5- دوست گیری در حفظ: حافظ قرآن، فردی را که از جهات اخلاقی و رعایت نظم و قول و وعده، اهل رعایت و تقوا است، به عنوان دوست حفظ قرآن برگزیند، و هماهنگ قرآن را حفظ کنند و زمانی را برای تمرین و پرسش هم دیگر تعیین نمایند.
    6- تکرار: هر آیه ای را تا به خوبی حفظ نکرده ایم، برای حفظ آیه بعدی اقدام نکنیم. پس از حفظ کردن،‌ اقلاً پنج بار تکرار کنیم. پس از حفظ پنج آیه، مجدداً هر پنج آیه را با هم تکرار کنید.
    هر هفته یک بار آن چه را که در طول هفته حفظ کرده اید، تکرار نمایید و برای این که آیات در ذهنتان استقرار پیدا کنند و هیچ گاه فراموش نشود. هر ماه یک بار آن چره که حفظ کرده اید، تکرار کنید.
    پاسخ نامه را با ذکر دو حدیث به پایان می بریم:
    امام صادق(ع) فرمود: "الحافظ القرآن، العامل به، مع السفره الکرام البرره؛ کسی که قرآن را حفظ کند و به آن عمل نماید، در قیامت رفیق فرشتگان و سفرای الهی خواهد بود".[1]
    کسی که قرآن را با زحمت و بسیار خواندن حفظ کند، خداوند دو برابر پاداش حفظ قرآن را به وی می دهد.[2]
    پاورقی:
    1)محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 4، چاپ سوم، ترجمة باقر کمرئی، ص 413، باب فضل حامل القرآن، حدیث 2.
    2) همان، ص 414، حدیث 4.

پرسش وپاسخ

چه کارهایی انجام دهیم تا شور و اشتیاق تلاوت قرآن در انسان زیاد و تقویت شود؟

    ‏یکی از چیزهایی که باعث میشود تا شور و اشتیاق قرآنی در انسان زیاد شده و بیشتر به سمت این کتاب الهی کشیده شود، شناخت و معرفت پیدا کردن به این کتاب الهی است، زیرإ هر چه شناخت و معرفت انسان نسبت به قرآن بیش‏تر گاهم‏های بیش‏تری را به سمت آن خواهد برداشت. وقتی انسان با این کتاب الهی مأنوس و آن را تلاوت نماید جاذبه فوق ، فوق العاده آن او را جذب کرده و در جنگ درون، یعنی جهاد اکبر،به او کمک میکند. قرآن برای تقویت اراده انسان و رفع هم‏ها و غم‏ها و اضطراب و نگرانیها بسیار عالی و مفید است و باعث میشود که صفات رذیله در انسان از بین برود، چرا که "شفاء لها فی الصّدور" (1) میباشد.
    قرآن نور است: "قد جائکم من اللَّه نور و کتاب مبین؛ (2) وقتی قرآن خواندی دلت نورانی میشود. غم و غصه، نگرانی و اضطراب خاطرات از بین میرود، به تو نیرو میدهد و اراده ات را قوی میکند اگر چه معنای آن را ندانی. مهم‏تر از همه این که قرآن مجید بهترین راه را برای انسان نشان داده. و بالاترین هدایت‏ها را در خود دارد؛ زیرا میفرماید: "انّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم" (3) در نتیجه وقتی انسان این معانی را بفهمد، به سوی قرآن کشیده میشود، لذا توصیه ما به شما این است که: اولاّ شناخت و معرفت لازم و مفیدی نسبت به این معجزه جاودان پیامبر(ص) پیدا نمایید. ثانیاً زندگانی معصومین (ع) و توصیه و سفارش‏های آن بزرگوار را نسبت به قرآن مجید مطالعه فرمایید تا به عظمت و ارزش این کتاب بیش‏تر پی ببرید. ثالثاً نوارهای قرآنی قاریان بزرگ و مشهور را تهیه و یا گوش فرا دهید تا لذت شنیدن قرآن را از طریق شنیدن و تلاوت کردن به دست آورده و بیشتر به سمت قرآن کشیده شوید. رابعاً؛ جزوات و یا قرآنی که به سی جزء تقسیم شده و به صورت جیبی و یا کیفی در آمده را تهیه نموده و هر روز یکی از آن جزوه‏ها را همراه داشته و از آن تلاوت نمایید و کم کم یک جزء را در هر روز مرور بفرمایید با این روش‏ها حتی میتوانید در هر ماه یک ختم قرآن نمایید. انشاء اللَّه .
    پاورقی ها:
    1 - نمل (16)، آیه 69.
    2 - حدید (57)، آیه 16.
    3 - اسراء (17) آیه 9.

با رئیس جمهور

رئیس جمهور محبوب ما می توانیم   دوستدار شما صید محمدی

عکس

پرسش وپاسخ

راه رستگاری کدام است؟

    ‏قرآن شریف از رستگارى به «فلاح» تعبیر مى‏نماید. واژه فلاح یا رستگارى به معناى رستن از گرفتاریها، رنجها و موانع و رسیدن به هدف و مطلوب است. انسان در راه رسیدن به هدف و مقصود خود، پیوسته با موانع و گرفتاریها روبرو و درگیر بوده و با تلاش و مجاهده مى‏تواند گرفتاریها یا موانع را کنار زده و به هدف خود نایل شود. وقتى به هدف رسید مى‏گویند رَست یا رها شد یا در اصطلاح رستگار شد.
    عوامل رستگاری:
    1 – خود سازی:
    قرآن مجید می فرماید: قد افلح من زکّیها یقینا هر کس تزکیه نفس نمود و پاک شد، به رستگارى رسیده است(1):
    2- ایمان:
    قد افلح المؤمنون به تحقیق این مؤمنانند که رستگار مى‏شوند.(2) پس تزکیه نفس راه منحصر به فرد رسیدن انسان به فلاح و رستگارى است.
    3- یاد خدا:
    در بعضى آیات رستگارى بعنوان نتیجه عبادات و غایت کارهاى شایسته انسان مطرح شده است: و اذکروا الله کثیرا لعلّکم تُفلحون خدا را زیاد یاد کنید تا به رستگاری برسید.(3)
    4- تقوا:
    تقوا در قرآن بعنوان عامل سعادت و رستگارى انسان معرفى شده و رعایت آن مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. براى مثال خداوند در ابتداى قرآن کریم مى‏فرماید: ذلک الکتابُ لاریب فیه هدىً للمتّقین این کتاب بدون تردید راهنماى پرهیزگاران است سپس در ادامه، صفات برجسته متقین مثل ایمان، نماز، انفاق و یقین را یکى پس از دیگرى آورده و در آخر هم خبر مى‏دهد که فقط پرهیزگاران رستگار هستند و اولئک هُم المفلحون.(4)
    5- امر به معروف و نهی از منکر:
    کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند رستگارند.(5)
    6- توبه:
    قرآن مجید می فرماید:توبه کنید تا به رستگاری برسید.(6)
    7- نیکو کاری:
    قرآن کریم می فرماید:خدا را عبادت کنید و کار خوب انجام دهید تا رستگار شوید.(7)
    --------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    1-شمس آیه9.
    2-مؤمنون آیه .1
    3-حج آیه77.
    4- بقره آیه5.
    5-آل عمران آیه104.
    6-نور آیه 31.
    7-حج آیه77.

زندگی نامه رئیس جمهور محبوب دکتر احمدی نژاد

 

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

در ايامي كه اشرافيت شرافت بود وشهرنشيني كمال، در خانواده اي تهيدست در روستايي دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.
از شهريور 1320 و سلطنت مستبدانه پهلوي دوم پانزده سال مي گذشت كه پدرم كام مرا با تربت سيدالشهدا باز كرد. از آنجا كه قرار بود شاه كوركورانه ايران را دروازه تمدن غرب كند، طرح هاي زيادي اجرا شده بود تا ايران به بازار مصرف ديگري براي كالاهاي تشريفاتي غرب تبديل شود  بدون آنكه در زمينه علمي پيشرفتي داشته باشد. فرهنگ ايران اسلامي ما اجازه چنين هجمه اي را نمي داد و مانعي بر سر راه آمال شاه و اربابان بيگانه اش بود. از اين رو مي خواستند تا آرام آرام اين فرهنگ اصيل و مستحكم را كم رنگ كنند تا وابستگي اقتصادي، سياسي و فرهنگي ايران به غرب روز به روز بيشتر شود. در پي اجراي همين سياستها و رونق ظاهري شهرها، آن سالها سالهاي هجوم روستائيان به شهرها بود. پس از پياده سازي سياست اصلاحات ارضي وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گرديد و روستائيان براي پيدا كردن لقمه اي نان فريب زرق و برق و ظاهر اغوا كننده شهرها را خوردند و شهرنشين يا به بيان دقيق تر "حاشيه نشين" شدند.
بر خانواده ما نيز در روستا بسيار سخت مي گذشت. با تولد من كه چهارمين فرزند خانواده بودم فشارها بيشتر شد. پدرم شش كلاس سواد داشت. او آهنگري زحمتكش و سرد و گرم چشيده و با ايمان بود و دين را به خوبي مي شناخت. در مسجد حضور پررنگي داشت و قرآن و احكام درس مي داد. اگرچه هيچگاه زرق و برق دنيا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهاي زندگي او را نيز يك سال پس از تولد من وادار كرد به تهران مهاجرت كند. در تهران محله پامنار را براي سكونت برگزيديم. براي دور شدن از فضاي به ظاهر مترقي و در واقع بي هويت آن روز تهران كه با فشار رژيم شاه ايجاد شده بود، پدرم خانواده ما را با مسجد و منبر آشنا كرد. من  نيز كمي كه بزرگتر شدم و دوران كودكيم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحاني آن آشنا شدم.
* * *
پدرم هميشه روزنامه مي خريد. كلاس اول بودم كه با كمك بزرگترها خبر تصويب كاپيتالاسيون را در روزنامه خواندم. اگرچه آن روز معني آن را نمي فهميدم اما از اعتراضهايي كه در حوزه هاي علميه به رهبري حضرت امام به آن شد و از برخورد شديد و خشني كه شاه با معترضين داشت پي بردم كه شاه مي خواهد برگ ديگري از تحقير مردم كشور در برابر بيگانگان را به كارنامه خود بيافزايد. همان سالها بود كه در پانزدهم خرداد، شاه ياران امام (رحمه ا... عليه) را به خاك و خون كشيد. آنروزها امام تازه از زندان آزاد شده بود.
صحبت هاي امام را در آن ايام هيچ گاه فراوش نمي كنم‌، در صحبت هايش چيزي نهفته بود كه همه را شيفته خود مي كرد. ايمان به خدا در كلام او موج ميزد و مردم را به اسلام حقيقي دعوت مي كرد. پيامش دعوت به توحيد بود و عدالت و رفع ظلم و فتنه از جهان. شجاع بود. با صلابت سخن مي گفت. كلامش ساده و صادقانه بود. رهنمودهاي امام بر دلهاي مردم مي نشست و به عمق جانها رسوخ مي كرد. همين ويژگي ها بودكه او را محبوب قلوب ملت از پير و جوان و البته مغضوب رژيم شاه و اربابان آمريكاييش كرده بود. اما جالب اينجاست كه حتي دشمنان او نيز براي او احترام خاصي قايل بودند.
* * *
رفته رفته تحمل امام ديگر براي شاه ممكن نشد و از آنجا كه مي دانستند كشتن او قيام خونين غير قابل مهاري در پي خواهد داشت تصميم گرفتند امام را تبعيد كنند تا به زعم خود ميان او و يارانش فاصله بياندازند و انقلابي كه در شرف وقوع بود را مهار كنند.
امام شبانه تبعيد شد و اين تبعيد 14 سال ادامه يافت.  در دوراني كه امام در تبعيد بود در كلاسها و جلسات ياران و شاگردان امام با افكار او بيشتر آشنا شدم. هر چه بيشتر با افكار و اصول امام آشنا ميشدم علاقه ام به آن مرد الهي بيشتر مي شد و تحمل دوري وي برايم دشوارتر. دشمنان مردم مسلمان ايران اگرچه امام را از مردم دور كرده بودند اما او در عوض در قلبهاي مردم جا گرفته بود و از هميشه به آنها نزديكتر.
* * *
دوران دبيرستان من همراه با جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي بود. آن سالها فشار فقر بر اقشار محروم مضاعف شد بود. تحميل هزينه هاي سنگين جشنها و عيش و نوشهاي خاندان شاه و اشراف زادگان و مهمانان خارجيشان كمر مردم را مي شكست. تمام ملزومات اين جشنها با هواپيماهاي اختصاصي از اروپا به ايران آورده مي شد و شايد به توان ادعا كرد كه جشنهاي ننگين 2500 ساله شاه خائن پرهزينه ترين جشن تاريخ تمدن بشري بود.
بگذريم، در چنين شرايطي ديگر پتك و سندان پدر كفاف مخارج خانواده را نمي داد و من مجبور شدم براي كمك به خانواده و تامين خرج تحصيل در كارگاه يكي از همسايه ها مشغول به كار شوم و كانال كولر پرس بزنم. با وجود آنكه بسيار بازيگوش و پر جنب و جوش بودم اما از درس و مدرسه هم غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب مي شدم. از همان دوران بود كه به معلمي علاقه مند شدم و گاه و بيگاه براي دوستاني كه تقاضاي كمك داشتند در خانه يا مسجد كلاسهاي تقويتي برگزار مي كردم. سال آخر دبيرستان با چند كتاب تست و تلاش شبانه روزي مانند همه كنكوري ها و البته بي نصيب از كلاس هاي تقويتي كنكور خود را براي اين آزمون آماده كردم. قرار داشتن در بحبوحه جريان انقلاب و فعاليتهاي مبارزاتي پراكنده عليه رژيم شاه باعث نشده بود كه دچار ضعف تحصيلي شوم و با تلاش مضاعف سعي مي كردم تا در كنار فعاليتهاي اجتماعي و انقلابي آمادگي علمي خود را نيز همواره در حد مطلوب نگه دارم.
 صبح روز امتحان كنكور مطمئن بودم كه رتبه ام  تك رقمي خواهد بود اما تقدير چنان رقم خورد كه در جلسه امتحان دچار خونريزي بيني شوم. با اين حال رتبه 132 رياضي هم رضايت بخش بود و من توانستم در رشته مورد علاقه ام - مهندسي عمران -  در دانشگاه علم و صنعت سه سال قبل از پيروزي انقلاب پذيرفته شوم.
* * *
رژيم شاه مي خواست با تزريق بي بند و باري و ترويج فساد و فحشا در دانشگاه ها ، انگيزه هاي اسلامي و انقلابي را در دانشجويان بخشكاند و از اين طريق مانع پيوستن آنها به جريان انقلاب شود. اگرچه تعداد اندكي از دانشجويان در اين دام افتند اما علي رغم تمام تلاشهاي رژيم شاه دانشگاه به پايگاهي براي مبارزه تبديل گرديد. اما خطري كه هنوز دانشجويان انقلابي را تهديد مي كرد منحرف شدن به سمت اردوگاه كمونيسم بود. اما خوشبختانه جوانان و دانشجويان مذهبي  دانشگاه ها  از امام آموخته بودند كه تمامي حصرهاي غيرعقلاني و تحميلي را بشكنند و به دنبال حقايق ناب باشند. هوشياري اين گروه باعث شد در زمان كوتاهي جرياني نو و غير التقاطي در دانشگاهها شكل گيرد كه پيروي از مكتب امام و اعتلاي كلمه توحيد تا آخرين نفس تنها شعارشان بود. شكل گيري اين گروه تازه نفس، اندك اندك مرزبندي ها را شفاف تر كرد و وزن واقعي هر كدام از گروهها را نمايان كرد و دست هاي پشت پرده انحراف جريان مبارزات را براي همگان آشكار ساخت. حركتهاي مردمي هر روز بيش از پيش رنگ و بوي مذهبي به خود مي گرفت و ارزش هاي ديني اي مردم همچون شهادت، ملت ايران را آماده مواجهه  با شكنجه هاي وحشيانه و گلوله هاي آتشين رژيم سفاك شاه مي كرد. اگر نبود ايمان و توكل مثال زدني مردم قهرمان ايران و توسل آنها به اهل بيت و پيروي تمام و كمالشان از امام ، ريشه هاي انقلاب بارها و بارها در اثر اين شكنجه هاي هولناك و كشتارهاي گسترده مي خشكيد.
با شدت گرفتن جريان انقلاب و واضحتر شدن سرانجام اميد بخش آن خون تازه اي در رگهاي مردم جريان يافت.
* * *
امام آمد. پس از 15 سال دوري و تبعيد. استقبالي كه مردم ايران از رهبرشان كردند براي هميشه در تاريخ ثبت شد. تمام ايران براي استقبال از امام به خيابانها ريخته بودند. چشمهاي ناظران جهاني خيره مانده بود و از تحليل اين همه حماسه و شور عاجز بودند.
انقلاب اسلامي مردم ايران پس از سالها استقامت و پايداري قهرمانانه و با تقديم هزاران شهيد در عين ناباوري و حيرت تحليلگران شرق و غرب و دستگاههاي اطلاعاتي ابرقدرتها به پيروزي رسيد. انقلاب ما در نوع خود بينظير بود، مردم با دستاني خالي و صرفا با تكيه بر سلاح ايمان و با رهبري پير مردي 80 ساله نماينده نظامي آمريكا – شاه مزدور – را سرنگون كردند و حاميان ابر قدرت شاه را در منطقه و جهان بي آبرو و ذليل  كردند.
* * *
اگرچه از همان آغاز نهضت امام خميني حكومت مطلوبي  كه امام مدنظر داشت براي همگان روشن بود اما حضرت امام  با اصرار فراوان فرمان به برپايي همه پرسي براي تعيين نوع حكومت جديد در ايران را داد تا از همان ابتدا نشان دهد كه با خواست مردم و بر مبناي شرع است كه حكومت اسلامي شكل مي گيرد. اگرچه نيازي به چنين همه پرسي اي اساسا وجود نداشت اما امام با درايت خويش حجت را بر همگان تمام كرد و راه بهانه جويي هاي احتمالي را بست. اين اقدام و جواب قاطع ملت ايران به آن باعث سرخوردگي برخي گروههاي وابسته به ابرقدرتها شد و آنان نيز با اشاره قدرتهاي استكباري و در راس آنها آمريكا دست به كشتار مردم بي گناه و ترور رهبران انقلابي زدند تا به زعم اربابان خام خود نهال حكومت جديد را از همان ابتدا بخشكانند. اما مردم حاضر نبودند دستاورد انقلاب عظيم خود را به اين راحتي از دست دهند و باز ايستادند و با تحمل سختي ها از انقلاب خود پاسداري كردند و در نهايت گروهكهاي تروريستي را از كشور خود راندند. هرچند اين گروهكهاي تروريستي هنوز هم در پناه شيطان بزرگ آمريكا ذليلانه ارتزاق مي كنند اما سيلي اي كه از ملت ايران دريافت كردند را هرگز فراموش نخواهند كرد.
* * *
استكبار جهاني تصميم گرفته بود به هر قيمتي كه شده انقلاب اسلامي ايران را دچار شكست كند زيرا از اين ميترسيد كه انقلاب الگويي براي ساير ملتها در سطح منطقه و جهان شود. از طرف ديگر مي خواست آبروي از دست رفته خود را باز يابد. از همين رو در ميان كشتارهاي روزانه گروهكهاي تروريستي در داخل ايران آتش جنگ عليه ايران توسط رژيم صدام برافروخته شد. تحليل سياستمداران فاسد جهان آنروز بر اين بود كه ايران در اول راه است و حكومت آن هنوز اسقرار كامل نيافته است نيروي نظامي آن هم از هم گسيخته است و از طرف ديگر سلاح و مهمات ندارد اما در طرف مقابل صدام هرچه بخواهد به او مي دهيم و او پيروز جنگ خواهد بود. صدام سرمست از كمكهايي مالي، نظامي و اطلاعاتي كه از آمريكا و ديگر كشورهاي غربي دريافت كرده بود اعلام كرد طي مدت 3 روز تهران را فتح خواهد كرد. جنگي كه به ايران تحميل شد نه 3 روز بلكه بيش از 8 سال به طول انجاميد و در آخر هم حتي يك وجب از خاك ايران نصيب صدام و حاميانش نشد.
در اين هشت سال صدام هم با ما مي جنگيد و هم با مردم خود. هم شهرهاي ما را هدف بمباران شيميايي قرار مي داد و هم روستاهاي عراق را. در تمام مدت جنگ در شرايطي كه صدام شهرهاي ما را بمباران مي كرد جمهوري اسلامي براي رعايت مسايل اسلامي و انساني از مقابله به مثل پرهيز كرد و درگيري با عراق را به جبهه هاي نبرد محدود كرد، اگرچه چنين رفتاري هم باز براي ناظران جهاني قابل درك نبود.
در ابتداي جنگ 25 سال داشتم. مادر و همسرم و تمامي مادران و همسراني كه جوانان و همسرانشان در جبهه ها از كيان كشور خويش دفاع مي كردند صبورانه به تربيت نسلي مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خريدن سختي ها هستند.
دفاع مقدس دانشگاه منحصر به فردي براي آموختن انسانيت بود. تجربه همزمان مرگ و زندگي انسان هاي جنگ را در بهشتي ميان دنيا و آخرت نگه داشته بود كه هرچه مي گفتند و مي شنيدند و انجام مي دادند الهي بود.
برادري و صميميت، جديت و سخت كوشي، معنويت و عبادت، شوق و شادماني، ايثار و رشادت، همه و همه  به ما ثابت مي كرد كه دنيا و آخرت در بستر دين نه تنها با هم در تضاد نيستند بلكه مكمل يكديگرند. شهادت تنها آرزوي رزمندگان ما بود و هست.
سال 67 يعني يكسال قبل از وفات امام (رحمه ا... عليه) قطعنامه اي صادر شد و امام با اكراه آنرا پذيرفت و اعلام كرد كه با اين كار جام زهر نوشيده است. جنگ به پايان رسيد و اين در حالي بود كه در تمام اين مدت سازمانهاي بين المللي سعي مي كردند با تحريف حقايق آشكار متجاوز بودن رژيم صدام را كتمان كنند و در عمل از هيچ كمكي به او دريغ نكردند. براي كساني كه از پيوند اين سازمانها با كشورهاي سلطه گر بي خبر بودند اين چشم پوشي و كتمان حقيقت عجيب مي نمود.
* * *
ادامه اين مطلب را به بعد موكول مي كنم چرا كه اولين مطلب از اين مجموعه كمي طولاني شد. از اين پس سعي خواهم كرد كوتاه تر و ساده تر بنويسم.
به اميد خدا قصد دارم حتي المقدور با توجه به 15 دقيقه وقتي كه در هفته براي اين مجراي جديد ارتباطي اختصاص خواهم داد اين پايگاه را هر هفته يك يا دوبار بروز كنم. پيشاپيش نيز بابت تاخيرهاي احتمالي در ارسال مطالب جديد عذر خواهي مي كنم.

والسلام