«جرياني در چارچوب يك فرقه سازمان يافته پا به عرصه گذاشته تا مجلس خبرگان را در قبضه خود نگه دارد... اين جريان، جريان آقاي مصباح يزدي است كه ممكن است كساني گمان كنند كه چون اين فرقه پايگاه مردمي ندارد نمي‌تواند خطري براي نظام باشد، اما نظر من غير از اين است، جرياني كه انديشه انجمن حجتيه داشته باشد همواره خطري براي مردم و نظام است..

مطلب فوق بخشي از اظهارات آقاي علي‌اكبر محتشمي‌پور در نشست شاخه جوانان حزب اعتماد ملي است كه درباره آن گفتني‌هايي هست. اگرچه بخش ديگري از سخنان ايشان در نقد مدعيان اصلاحات و حمايت از فلسطين در خور تقدير است.

1. نقد مواضع سياسي آيت‌الله مصباح و هر شخصيت ديگري كه دستي در سياست دارد، حق طبيعي و قانوني آقاي محتشمي‌پور و ديگر شهروندان است و به يقين آيت‌الله مصباح نيز انتظار ندارند مواضع سياسي ايشان نقد نشود. نگارنده نيز ضمن احترام فراواني كه براي آيت‌‌الله مصباح قائل است و ايشان را دانشمندي فرهيخته و كم‌نظير و موهبتي الهي در نظام اسلامي تلقي مي‌كند، نسبت به برخي از مواضع سياسي ايشان انتقادهايي داشته و با صراحت بيان كرده است. اما اظهارات آقاي محتشمي‌پور عليه آقاي مصباح را اولاً؛ نمي توان نقد سياسي دانست زيرا ابتدايي‌ترين ويژگي نقد، ارائه دليل است كه اظهارات ايشان از اين ويژگي خالي است.

آقاي محتشمي‌پور در اظهارات خود - مانند بسياري از موارد ديگر - يك طرفه به قاضي رفته و آيت‌الله مصباح يزدي را با چند اتهام ناروا نواخته‌اند بي‌آنكه براي ادعاي خود نيازي به ارائه سند، دليل و يا حداقل، شاهد و قرينه اي احساس كنند.

از جمله اينكه؛

2.  ادعا كرده‌اند كه آيت‌الله مصباح يزدي داراي انديشه انجمن حجتيه است! و اما، اصلي‌ترين محور انديشه انجمن حجتيه، «جدايي دين از سياست است» بنابراين بايد از آقاي محتشمي پرسيد انديشمندي كه ده‌ها كتاب، صدها سخنراني و صدها مقاله علمي درباره ضرورت تشكيل حكومت اسلامي دارد و طي 50 سال گذشته به گواهي آثار مكتوب، سخنان مضبوط و درس‌هاي ثبت شده در حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها، «جدايي دين از سياست» را يك انحراف فكري دانسته و به روش علمي و مستند اثبات كرده است كه اين ديدگاه انحرافي از سوي قدرت‌هاي استكباري ترويج شده و مي‌شود و به همين علت از سوي رژيم شاه زنداني و شكنجه شده است و... چگونه مي‌تواند انديشه انجمن حجتيه داشته باشد؟!

سران انجمن حجتيه از مخالفان سرسخت امام راحل (ره) بودند و اين در حالي است كه آيت‌الله مصباح يزدي اولاً؛ از شاگردان برجسته امام(ره) بوده‌اند، ثانياً؛ در تمامي مبارزات ضد استبدادي و ضد استعماري امام (ره) در ركاب ايشان حاضر بوده‌اند، ثالثاً؛ از اولين مجتهداني بودند كه به صورت مكتوب و در فضاي خفقان و سياه سال‌هاي قبل از پيروزي انقلاب مرجعيت حضرت امام (ره) و اعلميت ايشان را تاييد كردند و امضاي وي پاي تمامي اعلاميه‌هاي حمايت از امام و مخالفت با رژيم ستمشاهي ديده مي‌شود و طي سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب بيشترين تلاش را براي اثبات حقانيت نظام جمهوري اسلامي ايران داشته اند تا آنجا كه مباحث علمي ايشان درباره «جمهوريت» به عنوان بهترين مدل براي حكومت اسلامي هنوز هم از دقيق‌‌ترين، علمي ترين و مستندترين آثار مورد مراجعه در حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌هاست و...

حالا نوبت آقاي محتشمي است كه بفرمايند كدام يك از دوستان هم‌حزب و گروه ايشان در مخالفت با دكترين انحرافي «جدايي دين از سياست» و افشاي اين تز استعماري، - با عرض پوزش - به گرد پاي آقاي مصباح مي‌رسند؟ سوابق آيت‌الله مصباح در اين زمينه به گواهي اسناد موجود كاملاً روشن است، اما اگر آقاي محتشمي و دوستان هم حزب و گروه ايشان فقط اندكي از اين سوابق درخشان را در كارنامه خود دارند، بفرمايند ارائه كنند... و متاسفانه ندارند...

3. آقاي محتشمي ظاهراً فراموش كرده اند كه طي 8سال گذشته چگونه با تمام توان- و البته ناخواسته و از روي خامي و كم اطلاعي- در خدمت انجمن حجتيه و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) بوده اند؟ آقاي محتشمي نبايد از اين سخن حق برآشوبند، چرا كه اين سخن مانند ادعاي ايشان عليه آيت الله مصباح، بي اساس نيست و با مستندات و دلايل غيرقابل انكاري همراه است.

بايد از آقاي محتشمي پور سؤال شود نظرشان درباره اين ادعاها كه درپي خواهد آمد چيست؟!

«وظيفه دين و دينداران حكومت كردن نيست!»، «اسلام روشي براي حكومت كردن ندارد!»، «حكومت ديني مانع رشد علمي مردم و پيشرفت جامعه است!»، «نظام اسلامي نيز مانند سلطنت مطلقه محمدرضا شاهي است و با اصلاحات و مدرنيته منافات دارد!»، «تركيب جمهوري اسلامي يك تركيب التقاطي است و نبايد در دام اين تفكر التقاطي افتاد!»، «تفكر شيعه موجب انحطاط مملكت ما و مانع دموكراسي است!»، «حكومت بايد از حيث ايدئولوژي خنثي باشد!»، «قوانين اسلامي متعلق به 14 قرن قبل است و جوابگوي جامعه امروزي نيست!»، «انقلاب اسلامي ايران شبيه استبداد قجري است!» و...

آيا جناب محتشمي فراموش كرده اند «نظرات» شرم آور فوق را كه فقط مشتي از خروارها و اندكي از بسيارهاست طي 8 سال گذشته از طريق مطبوعات تحت حمايت جناح خويش در جامعه تبليغ كرده اند؟ اگر فراموش كرده اند- كه نكرده اند- يك بار ديگر به اين اسناد مراجعه كنند تا خود اعتراف بفرمايند آنچه جناح ائتلافي ايشان طي 8 سال حاكميت خود عليه اسلام، انقلاب، امام و جمهوري اسلامي گفته اند و نوشته اند، پدر جد انجمن حجتيه هم جرات بيان آن را نداشته است. آيا غير از اين است؟!

فعاليت هاي تخريبي هم جبهه اي هاي سياسي آقاي محتشمي عليه نظام اسلامي و تلاش براي ترويج جدايي دين از سياست، پنهان نبود كه آقاي محتشمي و دوستان ايشان توان انكار آن را داشته باشند، بنابراين سؤال اين است كه اگر آقايان طرفدار انجمن حجتيه نبوده اند چرا در مقابل اين همه پلشتي و دشمني با اسلام و امام و نظام كمترين اعتراضي نكرده اند؟! مگر در برابر چشم ها و گوش هاي آنان دوستان هم حزب و گروهشان اعلام نكردند كه راه امام بايد به موزه تاريخ سپرده شود؟! مگر آشكارا نگفتند و ننوشتند كه شهادت امام حسين (ع) نتيجه خشونت طلبي جدش- رسول خدا (ص)- در صدر اسلام بوده است. چرا آقايان نه فقط كمترين اعتراضي نكردند، بلكه نشستند و برخاستند و مصاحبه و سخنراني كردند و از آنان آشكارا حمايت فرمودند؟! گفتني است كه در همان حال آيت الله مصباح سلسله مباحث نظر سياسي اسلام را در نماز جمعه مطرح مي كردند و از سوي جبهه ياد شده و راديوهاي بيگانه بيشترين ناسزاها را متحمل مي شدند.

4. آقاي محتشمي پور در سخنان خود به جبهه اصلاحات نيز اعتراض كرده و گفته است «ما در جمع اصلاح طلبان فرقه اي داشتيم كه معادل آن فرقه مصباحيه محسوب مي شود كه آنها مخالف جمهوريت نظام هستند همانطور كه مردم از فرقه مصباحيه كه آنان را در خدمت اهداف خود قرار داده است منزجرند با اين تفكر در جبهه اصلاحات هم مخالفند زيرا انديشه هاي اسلامي در عمق جان مردم است و نمي توان مردم را از باورهاي خود جدا ساخت...»

اگرچه هنوز هم آقاي محتشمي- همانگونه كه ملاحظه مي‌شود- در انتقاد از اصلاح طلباني كه به دشمني با اسلام و نظام برخاسته بودند با كنايه و محافظه كارانه سخن مي گويد ولي مي پذيريم كه به آنها انتقاد كرده است و اين انتقاد را قابل تقدير مي دانيم اما سؤال اين است كه حالا چرا؟!

چرا در آن هنگامه كه دوستان هم جناح ايشان عليه اسلام و امام و نظام آنگونه وقيحانه و آشكار تاخت و تاز مي كردند، ساكت بوديد؟! سكوت 8 ساله آقاي محتشمي در آن هنگام و انتقاد محافظه كارانه ايشان در حال حاضر، اين توهم را دامن مي زند كه آقاي محتشمي آن گاه كه هم حزبي ها و هم جبهه اي هاي خودرا در قدرت مي ديد، حمايت از امام و انقلاب را به مصلحت نمي ديد و در مقايسه ميان دفاع از امام و انقلاب و اعتراض به دوستان هم حزبي، دومي را ترجيح مي داد و اما، اكنون كه بساط قدرت آنان برچيده شده است اعتراض به پلشتي و نظرات شرم آور آنها را خالي از اشكال و بي خطر مي دانند!!... انشاءالله اينگونه نباشد و آقاي محتشمي واقعا از همراهي 8 ساله خود با آن جماعت پشيمان شده باشد ولي در هر دو حالت نتيجه يكسان است و آن، اين كه وي و برخي از دوستانشان طي 8 سال گذشته- ناخودآگاه- آب به آسياب دشمنان اسلام و امام ريخته اند و اكنون به جاي عذرخواهي از مردم و امام، ياران حضرت امام (ره) را به باد تهمت و افتراء مي گيرند.

5. نگارنده ترديدي ندارد كه آقاي محتشمي پور از دلسوزان اسلام و انقلاب است ولي كم نبوده و نيستند افراد دلسوزي كه به هر علت- از جمله بي تدبيري و نداشتن شناخت و مطالعة لازم - ناخواسته به دام دشمنان افتاده‌اند. آقاي محتشمي از يك سو به انجمن حجتيه مي تازند و در همان حال دانشمندي را كه امان انجمن حجتيه و دشمنان امام و انقلاب را بريده است به باد تهمت و افتراء مي گيرند اين تناقض تنها مي تواند از دو احتمال زير ريشه گرفته باشد.

اول؛ كم اطلاعي و عدم شناخت ديني و سياسي آقاي محتشمي كه باعث شده انجمن حجتيه و حاميان بيروني اين گروه انحرافي از وي براي انتقام از آيت الله مصباح سوءاستفاده كنند. و دوم؛ اين كه آقاي محتشمي- خداي نخواسته- به انجمن حجتيه دلبستگي داشته باشد!!... به يقين حالت دوم مردود است و حالت اول قابل قبول به نظر مي رسد، اگرچه تاسف آور نيز هست.

6. آقاي محتشمي از آيت الله مصباح و شاگردان ايشان به عنوان يك «فرقه»! ياد كرده اند و باز هم مثل هميشه توضيح نداده اند كه چرا؟! زيرا «فرقه» به گروهي اطلاق مي شود كه در مباني يك دين يا مذهب از پيروان آن دين و مذهب فاصله گرفته و عقيده اي متفاوت با آنان داشته باشند. بنابراين بايد پرسيد؛ آيا آيت الله مصباح كه به گواهي اسناد و آثار غيرقابل انكار بيش از 50 سال از عمر خويش را در تبيين علمي و فقهي اسلام ناب محمدي (ص) صرف كرده اند- هرچند برخي سلايق سياسي قابل نقد داشته باشند- يك فرقه محسوب مي شوند يا كساني كه حداقل طي 8 سال در يك جبهه با دشمنان اسلام و انقلاب و امام همراه بوده و در مقابل ياوه گويي هاي آنان دم برنياورده اند؟!

7. و بالاخره، اين رشته اگرچه سر دراز دارد و گفتني‌هاي فراوان ديگري هست كه ناگفته مانده است ولي بايد از آقاي محتشمي‌پور و دوستان ايشان خواست مراقب فريب دشمنان تابلودار اسلام و امام (ره) باشند و به بهانه اختلاف سليقه‌هاي سياسي، مورد سوءاستفاده آنان قرار نگيرند... و بايد از زبان سعدي به آنان گفت؛

به قول دشمن ،پيمان دوست بگسستي

ببين كه از كه بريدي و با كه پيوستي؟!

حسين شريعتمداري