روزگاري است عجيب ...
|
|
|
استعفای دكتر لاریجانی همانطور كه از قبل نیز احتمال آن میرفت بازتاب و واكنشهای فراوانی را چه در داخل و چه در خارج از مرزهای جغرافیایی كشورمان به همراه داشت. بیتردید استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی كه در طی 2 سال گذشته ابتكارات و ایدههای بدیعش در مذاكرات هستهای، خاویر سولانا را بارها وادار به تمجید و تعریف از خود كرد، بیش از هر كس دیگر به مذاق آنهایی خوش آمد كه موفقیتهای هستهای دولت نهم كه نتیجه سیاستهای پویا و تهاجمی رئیسجمهور و نیز ابتكارات لاریجانی بود، آنها را هر روز بیشتر از روز قبل در افكار عمومی متهم به بیكفایتی و خیانت در امانت میكرد. سال 83 و پس از 10 سال مدیریت رسانه ملی، علی لاریجانی در حالی به عنوان نماینده مقام معظم رهبری پای در شورای عالی امنیت ملی نهاد كه به دلیل احاطه بر شرایط و تحولات بینالملل و نیز آگاهی از فرصتها و استعدادهای نظام، یكی از منتقدان سر سخت اقدامات حسن روحانی و به طور كلی دولت خاتمی در زمینه مسائل هستهای بود. لاریجانی به طور اساسی با نوع نگرش تیم مذاكره كننده هستهای حسن روحانی و به تبع آن اقدامات و تصمیمات آنها در این مسیر مخالف بود. جمله معروف وی یعنی «معاوضه دُر غلطان با آب نبات» خود گویای عمق اختلافات لاریجانی با حسن روحانی و محمد خاتمی بود. همین طرز فكر و نوع نگرش لاریجانی به تحولات جهانی و نیز انتقادات فراوان وی به سیاستهای هستهای دولت خاتمی بود كه یك ماه بعد از انتخابات ریاستجمهوری نهم، دكتر احمدینژاد وی را به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منسوب كرد. همانگونه كه پیشتر گفته شد ابتكارات نوین لاریجانی در مذاكرات كه در راستای سیاستهای فعالانه و عزتمندانه دولت نهم انجام پذیرفت، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در چانهزنیهای هستهای نسبت به جایگاهی كه دولت هشتم و تیم حسن روحانی آن را برای كشور به ارمغان آورده بودند، به مراتب ارتقاء بخشید. بدون شك جریان دوم خرداد و همچنین حسن روحانی از اینكه در مذاكرات هستهای جایگاه ایران از چانهزنی برای داشتن زنجیره 164تایی تبدیل به پیشنهاد – بخوانید تقاضا – غرب و آمریكا برای بسنده ایران به زنجیره 3000 تایی شده است، نگران و غضبناك هستند چرا كه این موفقیتها به دست كسانی به دست آمده كه اكنون رقبای آنان در عرصه سیاسی هستند. مطمئناً استعفای لاریجانی تا چند هفته و یا ماه آینده دلایل اصلی آن آشكار خواهد شد. اكنون موقعیتی را برای آنان پدید آورده تا از برزخ سیاسیای كه بیش از 25 سال است گریبان آنها را گرفته سر برآورند و در تلاش برای تبرئه خود از نالایقیها و سوء تدبیرهای گذشتهشان باشند. حجم بیسابقه اخبار و مطالب روزنامهها و سایتهای منتسب به این افراد پس از اعلام خبر استعفای لاریجانی خود مؤید این موضوع است. لختی تأمل و درنگ در یادداشتها و سرمقالههای امروز روزنامههای جریان دوم خرداد گواهی میدهد كه احساس ایجاد فضایی برای فرار از پرسشهای مردم در نزد این افراد به شدت به وجود آمده است. به عنوان مثال مدیر مسؤول روزنامه هبستگی كه بارها همفكرانش در جریان دوم خرداد از وی به عنوان یك «اولترا ناسیونالیست بیمنطق» یاد كردهاند در سرمقاله روزنامهاش آورده: «با گذشت زمان و بدتر شدن شرایط جهانی علیه ایران، لاریجانی به همان روشهایی رسیده كه تیم هستهای قبل از او با مذاكره و پذیرش تعلیق مدتدار و محدود عمل كرده بودند.» وی در جای دیگری از این یادداشت آورده است: «لاریجانی همچنین نادیده گرفتن نقش اكبرهاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی و دیگر شخصیتهای تأثیرگذار را عملی درست نمیدانست.» محمد ابطحی امروز سرخط روزنامه اعتماد ملی را به خود اختصاص داد. و در این یادداشت كوتاه آورده: «اكنون به نظر میرسد آقای لاریجانی احساس كرده است كه دُر غلطانی كه بدست نیاورده، شكلاتی هم دریافت نكرده است!!؟ و در آینده هم با سیاست خارجی فعلی باز هم شكلاتی به دست نمیآید.» اما محسن آرمین كه بیانیه تشكل سیاسی متبوع وی در هنگام صدور قطعنامه شورای امنیت ملی علیه كشورمان هیچگاه از اذهان محو نمیشود، در سر مقاله روزنامه اعتماد با تأكید برآنچه وی ناكارآمدی لاریجانی در عرصه مذاكرات هستهای میخواند، نوشت: یك ماه پیش كه احمدینژاد در نطق علنی خود به برخی اقدامات خودسرانه در مذاكره با طرفهای اروپایی اشاره كرد، خیلیها تصور كردند اشاره او به آقای روحانی است، اما آنان كه با واقعیات پشت پرده آشنایی داشتند به خوبی دریافتند كه انگشت اشاره احمدینژاد به سوی لاریجانی است!!! نه روحانی.» بدون شك آنچه در این مطالب و تحلیلها هویداست غرضورزی و عقدهگشایی این افراد از دولت و نیز اصولگرایان است. این افراد به گمان خود اكنون شرایطی نصیبشان شده كه میتوانند تمامی اقدامات نابخردانه گذشته خود را استتار كرده ضمن اینكه در این راستا سیاست تخریب علیه دولت را نیز ادامه دهند. اظهر من الشمس است كه افكار عمومی موفقیتها و دستاوردهای كنونی كشور در عرصه سیاست خارجی بخصوص دستاوردهای هستهای را مرهون تفكرات و اقدامات اصولگرایانی مانند دكتر احمدینژاد و دكتر لاریجانی میدانند و اینگونه شانتاژها و لجنپراكنیهای سیاسی رسانهای نمیتوانند آنها را از به یاد آوردن اقدامات دولتهای گذشته منحرف كند. افكار عمومی خاتمی را كه بیشتر اوقاتش را در اتاق استراحت و مطالعهاش در - اتاقی كه قبل از آن اتاق دیدارهای عمومی بود - در كاخ سعدآباد به مطالعه متون غربی اختصاص میداد و در اندیشه گسترش طرح گفتوگوی تمدنها بود و عطاء ا... مهاجرانی را كه روزانه عازم باغ قلهك میشد تا با دوستان بریتانیاییاش پالوده بخورد و در این میان موسویان را نیز كم كم در جمع خود پذیرفت و سیروس ناصری را كه به قراردادهای نفتی پشت پردهاش با دیك چنی فكر میكرد و حسن روحانی را كه در اندیشه دیدارهای قریبالوقوعش با جك استراو بود و ملتي را كه هر روز پیگیر پرونده هستهای و مطالبهی حقوقشان به دست این افراد بود را از ياد نخواهد برد ... روزگاری است عجیب... |