کدام ابر سياه هاشمی را نگران کرد؟
|
«اینها باز هم اشتباهات گذشته را تکرار می کنند، مگر کارهایی که طی 20 سال علیه انقلاب کردند کدام موفق بوده که این کار را می کنند؛ مگر در جریان سلمان رشدی نبود که سفیران خود را فراخواندند و بعد عذرخواهی کردند و با خضوع برگشتند، امروز با 8 سال پیش که داستان سلمان رشدی اتفاق افتاد و سفیران اروپایی رفتند خیلی تفاوت دارد. آن روز خزانه و انبارهای ما خالی بود و مشکلات فراوانی داشتیم اما امروز اینطور نیست، اصلا کسی احساس نمی کند که اینها هستند یا نیستند» این اولین خطبه نمازجمعه هاشمی رفسنجانی در سال 1376بود، سال خداحافظی او از ریاست جمهوری. سخنان هاشمی در شرایطی بیان می گردید که پس از حکم دادگاه میکونوس در زمستان 1375، سفیران اروپایی در پی فشارهای لابی های آمریکایی و صهیونیستی تهران را ترک کرده بودند و غرب در برابر ایران متحد تر از همیشه ایستاده بود. اما هاشمی فراخوانده شدن همه سفیران اتحادیه اروپا از ایران را به رفتار گنجشککی نشبیه کرد که هنگام برخاستن از روی درخت تنومند و ریشه داری ، درخت را تهدید می کند که مراقب خود باشد. این در حالی بود که پیش از این سخنان رفسنجانی، دولت جمهوری اسلامی هم سفرای خود را از برخی از این کشورها فراخوانده بود. آن اقدام و این تشبیه که از جایگاه خطبه های نمازجمعه و با اقتدار بیان می شد، موجب خرسندی نمازگزاران جمعه تهران شد و فردای آن روز مورد استقبال رسانه های اصولگرای وقت قرار گرفت و سرانجام همان شد از عزت و اقتدار اسلامی که انتظار می رفت. کشورهای اروپایی اما پس از چندی تمایل خود به بازگرداندن سفرا را اعلام کردند. اما رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این ابراز تمایل اروپاییها در سخنانی در جمع معلمان در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1376 فرمودند: دستگاه دولتى ما در مرحله اوّل، سفير آلمان را فعلاً تا مدّتى نبايد راه بدهد كه به ايران بيايد. بقيه هم كه مىخواهند به عنوان يك حركت به اصطلاح آشتىجويانه برگردند، مانعى ندارد. خودشان رفتهاند، خودشان هم برمىگردند. ديدند كه رفتنشان هيچ اهميتى ندارد. اينها مىخواهند برگردند، مانعى ندارد؛ اما در رفتن سفراى ايران به كشورهاى آنها، هيچ عجلهاى نبايد بشود. بايد سرِ صبر و فرصت ببينند چه چيزى مصلحت است؛ هر چه كه عزّت اسلامى اقتضا مىكند - همان طور كه هميشه گفتهايم - همان گونه عمل كنند. اين نكته را، هم اروپاييها و هم ديگران بدانند. اروپا خيال نكند كه ما به او احتياج داريم؛ ابداً. ما به اروپا هيچ احتياجى نداريم.ما كشور خودمان را مىتوانيم بدون اروپا هم اداره كنيم. ... چه نيازى به اين چند دولت كشور اروپايى است كه خيال مىكنند صاحب دنيا هستند؟! سفیران اروپایی پس از عذر خواهی، یک به یک به ایران بازگشتند و مطابق دستور رهبر انقلاب سفیر آلمان هم مجبور شد با ذلت تمام همراه با سفیر فرانسه به عنوان آخرین نمنایندگان سیاسی پشیمان اروپایی به کشورمان بازگردند. در آن زمان سخنان رفسنجانی چندان عجیب نبود ، اما مساله حیرت انگیز در این میان،مقایسه رفتار آنروز هاشمی در برابر غرب با سخنان امروز وی است. نگاهی به شرایط آن روز کشور شاید رمز معمایی باشد بر این تناقض آشکار. در آن زمان، در بعد خارجی و در حوزه همسایگان ایران، دولت اربکان نخست وزیر اسلام گرای ترکیه که از معدود متحدان خارجی ایران بود سقوط کرد و دولتی به شدت غرب گرا بر سر کار آمد. در افغانستان دولت اسلامی سقوط کرده و طالبان با حمایت مستقیم آمریکا بر آن سایه افکنده بود. روسیه پس از سالها کشمکش با غرب به توافق سیاسی رسیده و با 16 کشور عضو ناتو پیمان همکاری بسته بود. در پاکستان جوی به شدت ضد ایرانی حاکم گردیده بود تا جایی که متحجرین خانه فرهنگی ایران را در لاهور به آتش کشیده بودند و ... بدین ترتیب آمریکا دور تا دور ایران را با آتش جنگ و تهدید واقعی محاصره کرده و اروپا با او به طرز بیسابقه ای علیه ایران هم پیمان گردیده بود. این در شرایطی بود که در بعد داخلی نیز شرایط ایران چندان مطلوب هاشمی نمی نمود. در پایان نیمه دوم سال 1375 بدهی خارجی ایران مبلغ 20 میلیارد و 396 میلیون دلار اعلام گردیده و بنا بر گزارش های رسمی منتشر شده، مردم ایران در آن زمان طعم تلخ تورم 50 بی سابقه درصدی سال را هنوز به کام داشت. نفت ایران را در بهترین شرایط در حدود 20 دلار معامله می نمودند و کشور به لحاظ اقتصادی و اجتماعی به شدت بحران زده بود، تا آنجا که کمتر از 2 ماه پس از آن سخنان کوبنده رفسنجانی، ناطق نوری متحد آنروز وی مغلوب انتخاباتی رقیب شد و تحلیلگران دو جناح و از جمله شخص وی یکی از علل عمده شکست وی را شعار ناطق مبنی بر «تداوم راه هاشمی» عنوان می کردند.
هاشمی در چنین شرایطی بود که با اقتدار از احتیاج اروپا و آمریکا به ایران حرف زد و گفت: «هرکس در خلیج فارس منافع دارد اگر با ایران روابط حسنه نداشته باشد منافعش همیشه آسیب پذیر است و در دریای خزر هم کسی بدون ایران نمی تواند زندگی کند. این از اشتباهات تاریخی اروپا بود» اما هاشمی امروز سخنان دیگری بر زبان آورده است؛ او از لشکرکشی آمریکا به منطقه می گوید که همه جا مستقر شده است و معتقد است « ما در خطر تهدیدات خارجی هستیم ». او این روزها بارها بر جدی بودن خطر تکیه می کند. این در حالیست که حجت الاسلام والمسلمین رفسنجانی، در جریان اتهامات میکونوس، تهدید اروپا مبنی بر فراخوان دسته جمعی سفرا را با همین رویداد درسال 1368 (و خروج سفرای اروپایی از ایران به دلیل صدور حکم ارتداد سلمان رشدی) مقایسه کرد و نتیجه گرفت که اینبار به دلیل «پر بودن خزینه های دولت وقت»، خطری وجود ندارد؛ حال اما در سال 1386 شرایط چگونه است؟ دولت آمریکا امروز به اذعان همگان (از جمله شخص رفسنجانی) در باتلاق عراق و افغانستان حیران است. این امر تا بدانجا بر کاخ سفید گران آمده است که برای رهایی از بار آن در برابر آنچه تا کنون محور شرارت می نامید (جمهوری اسلامی ایران)سه بار رسماً تقاضای مذاکره و کمک نموده است. وقتی وزیر خارجه فرانسه سخن گزافی درباره ایران می گوید فشار افکار عمومی جهان او را بدانجا می کشاند که ناگزیر اعلام می نماید حاضر است برای جبران به تهران سفر نماید. تمامی سفیران کشورهای اروپایی در تهران حاضرند و سولانا به نمایندگی از اروپا رسما خواستار تعمیق روابط گردیده است. در ترکیه دولت اسلامگرایان بار دیگر قدرت گرفته است و رسما در برابر خبرنگاران به دفاع از موضع ایران در برابر میهمان اسرایلیش بر می خیزد. روسیه و چین به وضوح در برابر فشار آمریکا برای افزایش تحریمها مقاومت می کنند و رییس جمهور روسیه برای اثبات میزان همراهیش با ایران به رغم فشار لابیهای آمریکایی و صهیونیستی و گسترش شایعه ترور وی،برای اولین بار پس از انقلاب به تهران سفر می نماید. محبوبیت رییس جمهور ایران در جهان عرب به شدت افزایش یافته است و برخلاف غرشهای سالیان نه چندان دور رژیم صهیونیستی که پس از جنگ های شش روزه و بمباران نيروگاه اتمي اوسيراک عراق در 1361 حاصل شده بود، اسرائیل همچنان با پیامدهای شکستش در جنگ33 روزه با حزب الله لبنان دست به گریبان است. اوضاع داخلی ایران نیز قابل مقایسه با ده سال پیش نیست. رییس جمهور محبوبیتی غیر قابل قیاس با آن دوران در میان مردم دارد که در سفرهای استانی به خوبی مشهود است. صندوق ذخیره ارزی که امروز امید بخش بحران های پیش بینی نشده است در آن زمان وجود نداشت و بر اساس اعلام صندوق بین المللی پول ذخیره آن، امروز به بیش از 76 ميليادر دلار می رسد، یعنی اندکی کمتر از 4 برابر بدهی های آن زمان ایران. نفت امروز به رقم رویایی صد دلار نزدیک می گردد که به اذعان رسانه های معتبر جهان تضمینی برای عدم ایجاد بحرانی جدید در این زمینه است . چراکه در این شرایط هرگونه بی عقلی کاخ سفید بی شک به فروپاشی کاخ سفید خواهد انجامید. حال چرا هاشمی در چنین شرایطی از ابرهای سیاه تهدید سخن می گوید و پی در پی هشدار می دهد؟ وقتی ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، در اول اسفندماه 75 خبر از قوت احتمال حمله نظامي امريکا به جمهوري اسلامي ايران و از لزوم آمادگي همه جانبه در مقابل تهديدهاي نظامي آمريکا و چگونگي مقابله با تحرکات خصمانه واشنگتن سخن راند، هاشمی اندکی بعد در جمع فرماندهان ارتشی سخن از اقتدار کم نظیر ایران گفت و با بیان اینکه آمریکا در پی شکست سه مرحله از توطئه هایش با شکست در جنگ تحمیلی فهمید توان مقابله نظامی با ایران را ندارد. حال چه شده است که هاشمی پس از آنکه یکبار طعم پیروزی در شرایط به مراتب سخت تر را به واسطه قدرت ایمان و اتحاد ملی چشیده است، اینک چنین نگران گردیده است؟ آیا سخنان او بیشتر به منظور مصارف داخلی است و یا رموز موفقیت دیروز به فراموشی سپرده شده است؟ |