كابوس گزارش (يادداشت)
|
حسين شريعتمداري در يادداشتي در روزنامه كيهان، به موضوع گزارش مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليت هاي هسته اي ايران و نگراني امريكا از اين گزارش پرداخت: ساعاتي قبل ازموعد تسليم گزارش البرادعي به اعضاي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در وين، رسانه ها و محافل سياسي غرب كه از آخرين گزارش مديركل آژانس درباره فعاليت هسته اي ايران به شدت عصباني هستند، با اين گمانه كه گزارش نوامبر البرادعي بخش ديگري از پرسش هاي باقيمانده آژانس از ايران را تمام شده و يا گفت وگو درباره اين پرسش ها را در حال پيشرفت اعلام كند، دست به شانتاژ گسترده اي زده و با پيش كشيدن مسائلي كه مطابق مداليته-چارچوب- توافق شده ميان ايران و آژانس، بحث درباره آن بيرون از دستوركار اجلاس نوامبر آژانس است، سعي دارند پيشاپيش، گزارش البرادعي را مخدوش و يا تحت الشعاع قرار دهند. موضوع اصلي گزارش نوامبر البرادعي به شوراي حكام، پاسخ به سأال آژانس درباره سانتريفيوژهاي P1 و P2 است و آنگونه كه از اظهارات بازرسان آژانس بعد از حضور اخير آنها در تهران -آذرماه جاري- برمي آيد و اسناد ارائه شده از سوي ايران نيز حكايت از آن دارد، آقاي البرادعي ناچار است بر اساس اطلاعات و توضيحات مستندي كه دريافت كرده است، موضوع سانتريفيوژهاي P1 و P2 را خاتمه يافته اعلام كند. در همين حال محافل غربي مخصوصاً كانون هاي آمريكايي و صهيونيستي كه مي دانند اسناد ارائه شده از سوي ايران به آژانس، كمترين بهانه اي براي ادامه پرسش درباره سانتريفيوژهاي مورد اشاره در دستور كار بعدي شوراي حكام باقي نمي ماند در اقدامي پيشدستانه روي دو محور تبليغاتي متمركز شده اند. الف: متهم كردن البرادعي به تهيه گزارشي مخدوش و ناكافي از فعاليت هسته اي ايران. ب: پيش كشيدن موضوع كره اورانيوم فلزي URANIUM METAL SPHERE و اين بهانه كه وجود نقشه -اوزاليد- ساخت اين كره با هدف استفاده از آن در كلاهك هسته اي بوده است و ايران مانع كپي برداري بازرسان آژانس از اين سند شده است. و اما درباره اين بهانه ها بايد گفت؛ 1-اسناد ارائه شده از سوي ايران درباره سانتريفيوژهاي P1 و P2 به اندازه اي روشن و خالي از ابهام و منطبق با يافته هاي بازرسان آژانس است كه هرگونه ترديد درباره صحت اظهارات ايران و يا گزارش احتمالي البرادعي در اين خصوص، ناممكن است و نمي تواند غير از سياست بازي آمريكا و متحدانش درباره پرونده هسته اي ايران و يافته هاي قانوني آژانس كمترين توجيهي داشته باشد. 2-جمهوري اسلامي ايران، سند مربوط به كره فلزي اورانيوم يعني اوزاليد مربوطه -BLUEPRINT- را مدتها قبل به بازرسان آژانس نشان داده ولي ارائه يك كپي از سند ياد شده با مصوبه مجلس مبني بر توقف اجراي داوطلبانه مفاد پروتكل الحاقي از سوي ايران، در تناقض بود، اگرچه اخبار موثق حكايت از آن دارد كه هفته گذشته معاون بين الملل سازمان انرژي اتمي ايران كپي سند مورد اشاره را در وين به آژانس بين المللي انرژي اتمي تحويل داده است. 3-نگراني-بخوانيد اضطراب و دستپاچگي- آمريكا و متحدانش از گزارش نوامبر البرادعي به علت آن است كه اگر مديركل آژانس موضوع سانتريفيوژهاي P1 و P2 را تمام شده اعلام كند- كه چاره اي جز آن ندارد- اين گزارش با توجه به گزارش قبلي البرادعي كه در آن موضوع منشأ آلودگي در يكي از تاسيسات هسته اي ايران را نيز خارجي اعلام كرده و پرسش درباره پلوتونيوم آزمايشگاهي-Pilot- را هم تمام شده دانسته بود، ديگر اولا؛ كمترين بهانه قانوني براي باقي ماندن پرونده هسته اي ايران در شوراي امنيت سازمان ملل وجود نخواهد داشت، ثانياً؛ نظر مستند و مستدل ايران مبني بر غيرقانوني بودن ارسال پرونده به شوراي امنيت به اثبات خواهد رسيد. ثالثاً؛ صدور قطعنامه سوم عليه ايران كمترين توجيه قانوني نخواهدداشت رابعاً؛ تمامي تبليغات سوء غرب درباره غيرصلح آميز بودن فعاليت هسته اي ايران نقش بر آب مي شود و خامساً؛ بايستي پرونده هسته اي ايران به آژانس بازگشته و در آنجا نيز مختومه اعلام شود و اين، يعني كابوس وحشتناكي براي آمريكا و متحدانش كه بخش قابل توجهي از عمليات و تبليغات كينه توزانه خود عليه ايران اسلامي را بر بهانه غيرصلح آميز بودن فعاليت هسته اي كشورمان، متمركز كرده اند. |