هذیانهای کارگزارانی!
|
محمد مهدي تهراني یقینا نقد کسانی که نه تنها اسلام را فاقد نظام اقتصادی و سياسي می انگارند که پای را فراتر می نهند و به تحسین و ترویج لیبرال دموکراسی غربی در جمهوری اسلامی می پردازند، راهی از پیش نخواهد برد. آنانی که جز تحقیر و تمسخر و تخریب، ادبیات دیگری نیاموخته اند، از کنار این قبیل نوشتارها هم با همان مشی پیشین خواهند گذشت. همان ادبیاتی که روزگاری پا را از حیطه رایج خویش فراتر نهاد و در مناظره های تلویزیونی کاندیداها نمایان شد. با این همه تناقضات بی حد و حصر و اظهار نظرهای کودکانه جناب سخنگو که با دفاع رسمی حزب نیز همراه شده است را هم نمی توان بی پاسخ گذاشت. از این روست که در این مجال نه خطاب به شخص آقای مرعشی و نه حتی خطاب به حزب فخیمه کارگزاران که به منظور تنویر افکار عمومی، برگ هایی از این دفتر را ورق خواهیم زد. 1- رهبر انقلاب در پیام به مجلس پنجم چنین می فرمایند: «هر كس به نام سازندگى، ارزشهاى انقلابى را مورد بىاعتنايى قرار دهد، در دعوى سازندگى نيز دچار خطا و توهم است، و هر كس به اين عنوان كه امروز روز عمل است، شعارهاى درخشان انقلاب را تحقير كند، مانند كسى است كه بر سر شاخه نشسته و بن مىبُرد. ليبراليسم منحرف غربى كه امروزه ملتهاى اروپا و آمريكا در فضاى آلودهى آن دست و پا مىزنند.... در ميدان سياست و اقتصاد، توقعات نامشروعى را از نظام اسلامى و مسؤولان بلند پايهى آن مطرح مىكند. وظيفهى مجلس شوراى اسلامى در مرتبهى اول، ايستادگى در برابر اين توقعات و پاى فشردن بر راه روشن و صراط مستقيم اسلام و انقلاب اسلامى است. و اين مهمترين توقع اينجانب و ملت بزرگ و شجاع ايران از نمايندگان منتخب مردم است.» به راستی با وجود صراحت بیانات رهبری و تذکرات مکرر ایشان، در طرح مصرانه عنوان لیبرالیسم از سوی این جریان سیاسی کشور چه انگيزهاي نهفته است؟ آنان که خود را ولایتمدار لقب می دهند چرا در مقابل این پارادوکس ها سخن نمیگویند؟ نسبت این بیانات رهبر انقلاب با جملات جناب سخنگو که با افتخار تمام تاکید می کنند كارگزاران حزب ليبرالدمكرات مسلمان! است، چگونه تعریف می شود؟ 2- امام راحل در جایی می فرمایند: «امکان ندارد که استقلال به دست بیاید قبل از اینکه استقلال اقتصادی داشته باشیم.» و نیز در مورد منشأ و مبدا وابستگی اقتصادی تاکید می کنند: «اینکه ما وابسته هستیم، در اقتصاد وابسته هستیم، در فرهنگ وابسته هستیم، در همه چیز وابسته هستیم مبدأ آن همین است که در فکر وابسته هستیم.» به راستی این چه جریانی است که از یک سو ادعای دفاع از آرمانهای انقلاب و امام(ره) را دارد و خاطرات تاریخی خویش را وحی منزل تلقی می کند و از سوی دیگر همان وابستگی فکری را رسماً و با عنوان لیبرالیسم غربی ترویج و تبلیغ می کند؟! امام می فرمایند: «اسلام فقری در قانون ندارد تا محتاج به غیر باشد ...اسلام هیچ احتیاجی به این ندارد که از جای دیگر قوانینش بیاید. قوانین اسلام در همه ابعادش مترقی است و ما می خواهیم متکی باشد حکومت بر قوانین اسلام.» این در حالیست که سخنگوی کارگزاران با صراحت تمام تاکید می کند: «ما قائل به اين كه اسلام نظام اقتصادي دارد نيستيم. اسلام دين هدايت است همانطور كه نظام مهندسي ندارد، نظام اقتصادي هم ندارد …مگر امام جعفرصادق(ع) متخصص روابط پول و بانك بود كه بيايد در اين حوزه وارد شود و نظام اقتصادي معرفي كند.» آیا با وجود این تضادهای آشکار، باز هم می توان به دفاع کارگزارانیها از آرمانهای انقلاب اسلامی امیدوار بود؟ اگر امام که حتی در وصیت نامه سياسي- الهی خود هم هشدار نسبت به نفوذ این اندیشه ها را از مغفول نگذاشته اند، امروز در جمع ما بودند، در قبال شیفتگی بی حد و حصر این طيف چه موضعی داشتند؟ 3- جناب سخنگو برای فرار از قافیههای تنگ، طریق فرافکنی و ناسزاگویی را نیک فراگرفته اند. وقتی در مصاف رأی مردم که مطابق بیان صریح امام راحل میزان قرار گرفته است، پاسخی نمییابند کائنات را به باد دشنام می گیرند: «اين كه تمام امكانات يك نهاد نظامى را در سراسر كشور براى تخريب يك نفر بسيج كنيم و مطالب دروغ و شبنامهها را منتشر كنيم و فشار تبليغاتى سنگينى را وارد كنيم و از آن طرف پايگاههاى يك نهاد ديگر را بسيج كنيم كه رأى توى صندوقها بگذارند كه ديگر به اين نمى گويند انتخابات!!!» به راستی اگر ایشان و حزب متبوعشان، در مورد انتخاباتی که مجری برگزاری آن دولت اصلاحات بود اشکالی دارند، چرا رسماً و با ادله قانونی طرح نمی کنند. آیا همین دوستان ایشان نبودند که می بایست صحت انتخابات را تضمین می کردند؟ کی و کجا تخلف صورت گرفته است؟ آیا اتهام گذاشتن رأی در صندوقها بدون ارائه کوچکترین سند و مدرک، تشویش افکار عمومی نيست؟ مدعی العموم کجاست تا با آنچه را که رهبر انقلاب لجنپراکنی نامید، برخورد کند؟ آقای مرعشی با همان ادبیات کودکانه بارها و بارها صحت انتخابات ریاست جمهوری نهم را بدون هیچگونه سند و مدرک زیر سوال برده است: «هنوز به طور قطع نميتوانيم نتيجه انتخابات را به عنوان نتيجه واقعي انتخاب و رأي مردم مورد تاييد قرار دهيم!» وي در جای دیگر ادعا مي كند: «ما نمى گوييم كسى به احمدى نژاد رأى نداده، مطمئناً بخشى از مردم به ايشان رأى دادند. اما ما در رأى 17 ميليونى ايشان ترديد داريم.» و جالبتر آنکه در پاسخ این سوال که: «اين را قبول داريد كه به هر حال رأى احمدى نژاد بيشتر از هاشمى بود؟» جناب مرعشی می گوید: «نه، اين را نمى توانيم بگوييم!» طنز غریبی است آنگاه که بانی انتخابات، در پارادوکس عملکرد خویش و نتیجه انتخابات گرفتار می آید! رأی مردم آنگاه ارزش دارد که به نفع ایشان رقم بخورد و آنگاه است که جریدهها سیاه میکنند و خطابهها ردیف و از فهم و شعور مردم سخن میگویند، چنانکه در خبرگان چنین کردند. اما آنگاه که رأی مردم به مذاقشان خوش نیاید بهسان دوستانشان در انتخابات شوراها فریاد برمیدارند که مردم اشتباه کردند! حزب کارگزاران که نعوذبالله اشتباه نمیکند! 4- در جنگ جمل، بسیاری از مسلمانان حیران ماندند. در یک سو، عایشه همسر پیامبر که ام المومنین می خواندندش و نیز طلحه و زبیر یاران پیامبر (ص)، قرار داشتند و در سوی دیگر علی (ع) داماد پیامبر و حسنین (ع) نوه های رسول خدا. آنان که تنها معیارشان قرب به پیامبر و سابقه جهاد در رکاب او بود، سرگردان ماندند. برخی گفتند که یا علی نه با تو خواهیم بود و نه بر تو. و چه سخت است آنگاه که می بینی تنها سابقه سیف الاسلامی موضوعیت دارد و حال آنکه امام راحل می فرمایند «میزان در هرکس حال فعلی اوست.» جناب مرعشی در همان سبک و سیاق گذشته می گوید: «اين آقا –دکتر احمدی نژاد- هم مثل من فقط در راهپيماييها و كارهاي دانشجويي حضور داشته و سهمش در به ثمر رسيدن انقلاب همين قدر است و الان هم اتفاقي رئيسجمهور شده است.» چه نسبت نزدیکی است بین نگاه ایشان و کسانی که روزی در پهنه بیکران تاریخ علی را تنها گذاشتند! به راستی اگر قرار است معیارهای این چنینی حکم کنند، جایگاه آقای خاتمی در جمهوری اسلامی چگونه خواهد بود؟! 5- تهمت، توهین و افترا به منتخب مردم در نظام اسلامی از چه جایگاهی برخوردار است؟ چهکس و چگونه باید پاسخگوی آن باشد؟ آقای مرعشی در گفتگو با رجانیوز می گوید: «احمدي نژاد معتقد بود 2 ماه بعد از رئيسجمهور شدنش امام زمان(ع) ظهور مي كند و براي كشورهاي غربي استاندار هم تعيين كرده بود تا دست امام زمان بعد از ظهور بسته نباشد ولي با وجودي كه امام زمان ظهور نكرد وي دست از اين حرفها برنداشته است!» جالب اینکه همین آقایان که این چنین بیپروا و بدون سند و مدرک سخن میگویند، کوچکترین و ظریفترین نقد را نسبت به مرادشان برنمیتابند. آنگاه که از خاطرات هاشمی و تحريف ديدگاهها و آراء صريح امام راحل (ره) سخن به میان میآید، چنان آشفته میشوند که انگار اصول مسلم دین زیر سوال رفته است. نقد خوبست اما برای همسایه! هر چه میخواهیم، میگوییم و مینویسیم. کسی جلودارمان نخواهد بود. اگر آهی از نهاد رقیب هم در آمد آنچنان به افترا محکومش میکنیم که دیگر عزم این چنینی نکند! 6- مرعشی در جایی میگوید: «نگاه اقتصادی این حزب بر اقتصاد کشور حاکم شده و حتی امروز هم با وجود متضاد بودن دیدگاه اقتصادی دولت عدالتخواه احمدینژاد با نگاه کارگزاران، این دولت نمیتواند به طور کامل خود را از دیدگاه اقتصادی کارگزاران که حاکم بر کشور است، برهاند.» آیا منظور از دیدگاه اقتصادی کارگزارانی همان اقتصادی است که فاصله طبقاتی، فساد و تبعیض را در پی داشته است؟ همان اقتصاد مریضی که عدالت در آن، هیچ جایگاهی نداشته و هشدارهای مکرر رهبری را موجب شده است؟ چگونه است که امروز این آقایان و همفکرانشان که سالهای سال، در هیبت رئیسجمهور و نماینده مجلس و معاون و وزیر و کذا و کذا، اقتصاد امروز کشور را ساختهاند، از یک سو تمام نقایص موجود در حوزه اقتصادی کشور را به پای دولت نهم مینویسند و از سوی دیگر اینگونه اقرار میکنند که شریانهای اقتصادی چنان بسته شده است که تغییر دولت هم نمیتواند کاری از پیش ببرد؟! 7- روند تملقها و خود شیفتگیها چنان است که بیم آن میرود که روزی از اين بساط بانگ فرعوني انا ربکم الاعلی برخیزد. و کجاست آن علی که متملقانش را نهیب میزد. جناب مرعشی می گوید: «جمهوري اسلامي مانند فرزند براي آقاي هاشمي است!» میگذاریم و میگذریم قضاوت بماند برای آنان که به فرموده امام صاحبان حقیقی انقلابند. |