ياسر انصاري

 

ظریفی پس از اعلام خبر بهت آور بی گناهی موسویان در زمینه 2 اتهام جاسوسی و انتقال اسناد به بیگانگان، پیغام فرستاد، هنر متفاوت مردان: احمدی نژاد، پرونده هسته ای را مختومه کرد و ... پرونده جاسوسی هسته ای را!

 

چاشنی قرائت این پیام، لبخند تلخی بود که بر لبان شنونده آن می نشست و تو گویی از هر اشکی، جانسوزتر بود!

 

هرچند 6 ماه پیش نیز خبر بازداشت حسین موسویان عضو ارشد تیم سابق هسته ای و معاون پژوهشهای بین الملل مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به اتهام جاسوسی، همان قدر شوک آور بود که اعلام خبر بی گناهی وی که رجانیوز با تعبیر "مرثیه ای برای ایران؛ کلید مخزن اسرار در دست نااهلان" از آن یاد کرده بود.

 

اما پایگاه های خبری و افکار عمومی پس از تأیید خبر این بازداشت، ناخودآگاه به یک سمت ویژه روی گردانده و چشم در چشم مرکز و مجمعی دوختند که چنین مهره ای از پرورش یافتگان دامان آن بود که در مدتی کوتاه از بخش خدمات موتوری مجلس، آنچنان پله های ترقی را طی کرده بود که در مدتی کوتاه سفیر ایران در آلمان، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی و سخنگوی تیم سابق ارشد هسته ای تبدیل شد.

 

شاید از همین رو نیز بود که محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و از احزاب سرّ گردانندگان همین مجموعه، بلافاصله پس از بازداشت موسویان وارد عمل شد و یکی از دو روزنامه انگلیسی مورد علاقه خود را برای گفتگو آماده کرد: «متحدان و دوستان موسويان انتظار دارند هاشمي‌رفسنجاني- رئيس مجمع تشخيص مصلحت - و حسن روحاني - رئيس مركز تحقيقات استراتژيك و مسوول سابق پرونده هسته‌اي- در صورتي كه وي به‌زودي آزاد نشود، در مقام دفاع از وي برآيند. همه تلا‌ش دارند اطلا‌عاتي در اين زمينه كسب كنند. همه چيز به صورتي مبهم انجام شده و اين دفاع از وي را دشوار مي‌كند

 

عطریانفر اما برای آزادی دوست خود چندان آروز به دل نماند و 9 روز بعد حسین موسویان با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد شد. قرار وثیقه ای که برخی فعالین سیاسی از حیث رقم، "ان قلت" داشتند و گویا از همان جا نیز بود که چالش میان قوه قضاییه و افرادی که معتقد به برخورد قاطع با این متهم امنیتی بودند، بالا گرفت.
با این حال، موسویان که گفته شد پس از آزادی، به یک سفر زیارتی به همراه خانواده رفته است، حداقل به مدت 5 ماه آفتابی نشد، اگرچه گاهی برخی اظهارنظرهای معدود از سوی حامیان اصلی و فرعی این متهم منتشر می شد، اما جوابیه مرکز تحقیقات استراتژیک در واکنش به خبر یکی از روزنامه های صبح مبنی بر حمله به سایتهایی که می خواهند این موضوع را زنده نگاه دارند، حاکی از تنظیم «پروژه سکوت» در دوره ای مشخص برای تست میزان معامله پذیری طرف مقابل بود.

 

اظهارات افشاگرانه رئیس جمهور و به دنبال آن وزیر اطلاعات، نشان از عدم معامله بر سر منافع ملی از سوی دولتیان داشت. به این ترتیب پس از بی نتیجه ماندن دوره گذار سکوت در فاصله ای 5 ماهه، حامیان متهم، خود مستقیم وارد عمل شدند. 21 آبانماه، حسین موسویان دوشادوش هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی به سالن همایشهای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت قدم گذاشت، در ردیف اول، به فاصله 2 صندلی از هاشمی نشست و دست در زیر چانه، با نگاهی غیر مستقیم به دوربین عکاسان، به اولین حضور در دور جدید «پروژه تطهیر و اعمال فشار» لبخند زد. فاز دوم پروژه اما به سرعت جلو رفت. اظهارات جانبدارانه حسن روحانی از معاون خود، فضاسازی برخی روزنامه ها و سایتهای نزدیک به این جریان برای تطهیر و تبرئه متهم و سرانجام اعلام بی گناهی خود از سوی سخنگوی قوه قضاییه.

 

با این حال به باور نگارنده، پاسخ به برخی پرسشها می تواند شاه کلید معمای مختومه شدن پرونده جاسوسی هسته ای باشد:

 

چرا حامیان این متهم به رغم آگاهی از هزینه ها و تبعات سنگین این جانبداری در افکار عمومی، دست به چنین تهوری زدند و سرانجام بار دیگر با کشیدن تهدید استفاده از نیام، سبب اعلام چنین تصمیمی شدند؟ آیا اینان به تنفر ناشی از این اقدام و تقویت ذهنیت جامعه از آریستوکراسی و قبیله گرایی این طیف، بی اعتنایند؟ تکاپوی این گروه برای رقابتهای انتخاباتی گوناگون از این ماجرا، قرینه ای عکس به دست می دهد و مشخص می شود نه تنها حامیان متهم نسبت به حفظ آبروی کم مانده سیاسی خود بی توجه نیستند، بلکه هنوز در معادلات سیاسی جاری روی آن حساب می کنند. بنابراین چه دلیلی برای  خرج این ته مانده به نفع یک مهره وجود دارد؟ آیا موسویان تنها یک مهره ساده بود یا ته کلاف پیچیدگی های تودرتوی وی در نهایت به گره های حساسی ختم می شد؟ چگونه پرونده ای که توسط زبده ترین کارشناسنان ضد جاسوسی وزارت اطلاعات جمع آوری شده، به همین سادگی از سوی دادستانی، قرار منع تعقیب می گیرد؟ ماجرای احضار مقام امنیتی دادستانی چیست؟  ماجرای تکراری تهدید حامیان متهم به استعفا چیست؟ چه نسبتی میان پرونده دانشگاه آزاد و این پرونده وجود دارد؟ چرا در هر دو مورد یک مقام ارشد با نفوذ، در قبال ادامه جریان پرونده ها، تهدید به استعفا می کند؟

 

واقعیت آن است که تاریخ انقلاب اسلامی با غربال نخاله ها، بیگانه نیست. مهدی هاشمی اگرچه در دهه 60 با ظاهری به مراتب وجیه تر و انقلابی تر از موسویان، خیانت کم سابقه ای در حق ملت و امام امت(ره) کرد، اما آن روز نیز علی رغم وجود اسناد و مدارک فراوان از سیاهه عملکرد آن باند، قائم مقام وقت رهبری، چشم بسته حقایق را انکار می کرد و بر سلامت باند مخوف چنبره زده بر دفترش اصرار داشت. اگرچه دور از حقیقت است، چنانچه تمام ماجرای باند مهدی هاشمی را ناشی از غفلت و ناآگاهی و اطمینان صد درصدری منتظری به این گروه دانسته و از انگیزه هایی نظیر لجاجت، شهوت قدرت و استحاله تدریجی چشم پوشی شود، آنچنانکه امروز نیز چنین نگاهی به پرونده موسویان و حامیانش ساده اندیشی و خوش باوری است.

 

نکته دیگر آنکه استقرار دستگاه قضایی یقیناً در پرده های آخر نمایش اعلام بی گناهی موسویان، به صورت علنی مقابل دوربین های خبرنگاران خدشه دار شد.

 

اعمال فشار حتماً نیاز به شاخ و دم ندارد. اگرچه این پرونده از این نوع عجیب الخلقه نیز بی بهره نبوده، اما همین که یک متهم در مراحل دادرسی در جوار مقامات ذی نفوذ قرار می گیرد، مخابره کننده نوعی پیام "حرب لمن حاربک" به طیف مقابل پیگیری کننده پرونده است.

 

کوتاه سخن اینکه، اگر این پرونده با همین مختصات مختومه شود، دستگاه قضایی از این آزمون نیز به مانند بسیاری از آزمونهای قبلی در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی و دانه درشتها سربلند بیرون نیامده و افکار عمومی هیچ گاه نخواهند پذیرفت پرونده ای که عالی ترین مقام امنیتی کشور به صراحت در آن از احراز انتقال اطلاعات به بیگانگان خبر داده است، ناگهان اینگونه و در جریان یک پروژه "تطهیر و تبرئه" بسته شود.

 

سویه دیگر این آزمون، برعهده جنبش دانشجویی به عنوان چشم بیدار و ناظر تحولات کشور است تا با اتکا به پشتوانه تاریخی خود، از ایفای رسالت عدالتخواهی بازنماند.

 

آزمون ديگر در اين پرونده متوجه دولت است. رئيس جمهور پيش از اين هشدار داده بود که حتي اگر شده شهر به شهر و کوچه به کوچه، ماجراي پرونده جاسوسي هسته اي را فرياد خواهد زد و جزئيات آن را براي ثبت در تاريخ ايران خواهد گفت. انتشار متن مستندات اين پرونده براي قضاوت افکار عمومي و مردم، اقدامي حداقلي و مورد انتظار است.

 

به هر حال، وقت آزمون هنوز تمام نشده است.