گفتاري از آيتالله جوادي آملي درباره غدير
|
شب عيد غدير از يك نظر شبيه لي له القدر است. گاهي انسان به ديگري تبريك مي گويد، شيريني توزيع مي كند و... گاهي هم ممكن است چند ركعت نمازي كه در كتابهاي دعا نوشته است بخواند؛ اينها بهره ضعيفي از عيد ولايت است. حالا اگر يك مقداري جلوتر رفتيم، مي بينيم راه بازتر است كه ما شب عيد غدير را شبيه لي له القدر بدانيم. توضيح مطلب اين است كه در جريان غدير، وجود مبارك رسول گرامي(ص) بعد از نصب وجود مبارك حضرت امير(ع)، حديث معروف ثقلين را خواندند. حديث معروف را مكرر حضرت به اطلاع عموم مسلمانها رساندند كه انّي تار ك في كم الثقلين كتاب اللّه و عترتي. بعد هم فرمود: اين دو همتاي هم اند، كفو هم اند. اگر خداي سبحان لم يكن له كفواً احد (1)، كلام او بدون كفو نيست، چنين كه ولي او هم بدون كفو نيست. خدا حتماً بي همتاست؛ كتاب او حتماً با همتاست، ولي او حتماً با همتاست. همتاي قرآن كريم، عترت طاهرين است. فرمود: اين دو ثقل از هم جدا نيستند و جدا نمي شوند. چه عده اي بگويند حسبنا كتاب الله(2) و چه عده اي نگويند، اينها باهم اند. هم قرآن جامعه را به عترت دعوت مي كند و هم عترت، مبينان و مفسران و حاميان و مدافعان و مجريان حدود قرآن كريم است. نه آنها از قرآن جدايند، نه قرآن از آنها جدا؛ انّي تار ك ف يكم الثقلين ك تاب الله و عترتي فا نهما لن يفتر قا حتي ير دا عليّ الحوض (3) اين اصل اول. حال اگر عترت همتاي قرآن است و اگر طليعه عترت در غدير پايه گذاري مي شود و اگر علي«ع» اولين عنصر طيب و طاهر عترت است؛ و اگر اين سيزده معصوم را بخواهيد خلاصه كنيد، يكجا به نام علي بن ابيطالب«ع» ظهور مي كند، درباره اين علي وارد شده است: يا أيّها الرّسول بلّغ ما انزل اليك من ربك(4). آنچه درباره ولايت علي، خلافت علي، امامت علي، همتايي علي با قرآن صادر شده است، به مردم ابلاغ بكن! اين هم اصل دوم. از سويي اگر عترت به منزله قرآن است و اگر در غدير جريان ولايت عترت نازل مي شود، و اگر شبي كه قرآن نازل مي شود، ليله القدر است و خير من ألف شهر(5)؛ چرا شب و روزي كه ولايت نازل مي شود، آيه بلّغ ما انزل اليك نازل مي شود، ليله قدر نباشد؟ روز قدر نباشد؟ خير من ألف شهر نباشد؟ خوب پس ما به چند طريق مي توانيم از شب و روز غدير استفاده كنيم. يكي اينكه در مصافحات بگوئيم: الحمدلله الّذ ي جعلنا من المتمسّكين بو لايه عليّ بن أبيطالب (6). اين جزء سنن و دستورات ماست. بايد بگوئيم. مي گوئيم، ثواب هم مي بريم. احياناً آن چند ركعت نمازي هم كه گفتند، مي خوانيم. احياناً آن دعاي بعد از نماز را هم مي خوانيم اما اينها ذره اي از ذرات غدير است! ما اگر بتوانيم روز غدير را، شب غدير را باور كنيم كه به منزله لي له القدر است، آنوقت چه قدر از ولايت استفاده مي كنيم؟ به چه دليل كمتر از لي له القدر باشد؟! مگر نفرمود اينها همتاي هم اند؟ مگر نفرمود اينها هرگز از هم جدا نيستند؟ اگر قرآن يك حقيقتي داشته باشد كه عترت طاهرين معاذالله فاقد آن حقيقت باشند، فافترقا! چه اينكه اگر عترت طاهرين يك مطلبي داشته باشند كه قرآن نداشته باشد، معاذالله فافترقا! اين اولين طليعه افتراق است. هر حقيقتي كه در قرآن است، اين دو دارا هستند. هرچه را اينها دارا هستند، از قرآن گرفتند. اگر قرآن بخواهد به صورت يك انسان در بيايد، مي شود علي و اولاد علي(ع)؛ اگر علي و اولاد علي(ع) بخواهند به صورت يك كتاب تدويني ترسيم بشوند، مي شوند قرآن. كه فرمود: أنا ك تاب الله النّاط ق (7). خوب، اگر اينچنين است؛ آن وقت انّا انزلناه ف ي لي له القدر (8) ما را به اهميت شب نزول آگاه مي كند، بلّغ ما انزل اليك من ربّك ما را به اهميت شب و روز غدير آگاه نكند؟! پس ما اين راه را هم داريم. اين راه هم جلوي ما باز است. بنابراين اين مقدار در جمع ما كساني باشند كه مي توانند اين شب را يك «شب قدر» بدانند. اگر انّا انزلناه ف ي لي له القدر مايه بركت آن شب است، و اگر ولايت علي بن ابيطالب براساس بلّ غ ما انز ل ال يك همتاي قرآن است، چون لن يفتر قا؛ اگر قرآن شب نزولش بركات فراواني را دارد، ولايت هم شب نزولش بركات فراواني را دارد... پينوشتها: |
|
|