مديرمسوول روزنامه کيهان گفت: اين‌که آيا نوابغ در بستر تاريخ شکل مي‌گيرند و يا آن‌ها تاريخ را مي‌سازند، موضوعي جامعه شناختي است و هر دو ديدگاه طرفداران خود را دارد، اما اين‌که بگوييم آيا امام خميني(ره) نابغه بود يا نبود، قطعا نابغه بود ولي نابغه بودن، گوياي شخصيت ايشان نيست؛ چراکه امام(ره)، امام به معناي رهبري الهي بود.

 

به گزارش رجانيوز به نقل از ايسنا، حسين شريعتمداري طي سخناني در مراسمي كه با عنوان "گفتمان تحليل و بازخواني تفکرات امام خميني(ره)" از سوي کانون فرهنگي بصيرت در مسجد حجت‌ابن‌الحسن(عج) مشهد برگزار شد، افزود: بعضي از تحليل‌گران به ويژه غربي‌ها، سعي مي‌کردند که رويكرد مردم به امام(ره) را ناشي از نوعي جاذبه شخصي ايشان يعني همان رهبري کاريزماتيک بدانند، اما بايد توجه داشت که رهبران کاريزما جاذبه شخصي خودشان باعث جذب مردم به سمت آن‌ها مي‌شود كه در چنين حالتي خط جاذبه از مردم شروع و به رهبر کاريزما ختم مي‌شود؛ بنابراين زماني که رهبر کاريزما از بين مي‌رود، تمام بنيان‌هايي که از خود بر جاي گذاشته است، فرو مي‌ريزد.

 

وي درباره تفاوت رهبر کاريزما با رهبر الهي خاطرنشان کرد: در رهبران الهي، خط جاذبه از مردم شروع و به رهبر الهي مي‌رسد اما در آن‌جا باقي نمي‌ماند، بلکه به سوي خدا مي‌رود و حضرت امام خميني يک رهبر الهي بود.

 

وي تصريح کرد: يکي از تفاوت‌هاي بنيادين انقلاب ما با ساير انقلاب‌ها اين بود که در انقلاب ما، مکتب يا ايدئولوژي انقلاب همراه با انقلاب نيامده بود و اين يکي از رموز ماندگاري انقلاب اسلامي است. ايدئولوژي يا همان دين اسلام در بين مردم بود ولي امام(ره) کاري کارستان کرد و غبار قرن‌ها بدعت، تحريف، بدانديشي و کج انديشي که بر چهره اسلام نشسته بود را پاک و اسلام ناب را به مردم ارائه کرد و به اين دليل هم بود که مردم صداي حضرت امام(ره) را صداي آشنايي دانستند و به نداي ايشان لبيك گفتند.

 

مديرمسوول روزنامه کيهان درباره ادبيات نوين انقلاب که حضرت امام(ره) وارد فرهنگ سياسي جامعه کرد نيز افزود: مفاهيمي مانند اسلام انقلابي يا انقلاب اسلامي واژه‌هاي جديد با تعاريف جديد بود که در فرهنگ عمومي و فرهنگ سياست بين‌المللي و داخلي وارد شد و بسياري از آن‌ها شناخته شده نبود.

 

وي با اشاره به اين‌كه " از جمله واژه‌هايي که حضرت امام(ره) وارد فرهنگ انقلاب کرد اسلام آمريکايي بود؛ يعني يک جريان موازي براي مقابله با جريان اصيل که مانند سراب است و ظاهر آب را دارد اما تشنه را سيراب نمي‌کند." يکي از مصاديق بارز اسلام آمريکايي را جريان طالبان عنوان کرد و ادامه داد: طالبان يک جريان موازي آمريکايي براي مقابله با انقلاب اسلامي بود؛ يعني جريان ساختگي که داعيه حکومت اسلامي دارد اما از اسلام چهره‌اي مخدوش و غيرواقعي به دنيا معرفي مي‌کند که براي بد نام کردن انقلاب و اسلام به وجود آمد.

 

وي با بيان اين‌که " اسلام آمريکايي، ظاهر اسلام را دارد" گفت: تنها تفاوت اسلام آمريکايي با اسلام ناب اين است که ضدظلم و ضداستکبار نيست؛ يعني به پرخوري پرخوران و ثروتمندان تن مي‌دهد چيزي که اسلام ناب به آن تن نمي‌دهد و مي‌گويد هر جا که ثروت انبوهي است در کنار آن حتما حق ضايع شده‌اي وجود دارد. مردم پابرهنه و مستضعف انقلاب کردند، در صحنه‌هاي انقلاب حضور داشتند و بقيه فقط خوردند و خوابيدند.

 

شريعتمداري خاطرنشان كرد: واژه‌هايي که امام(ره) وارد فرهنگ سياسي کردند، خود فرهنگ‌ساز شده است.

 

وي در پاسخ به سوالي مبني بر تفاوت عناويني مانند پيروان خط امام(ره) با پيروان خط امام و رهبري گفت: البته پيروان خط امام(ره) اعلام نکرده‌اند که پيرو خط رهبري نيستند اما آن‌چه که بايد در عرصه سياست مراقب آن بود، تابلوها هستند به اين معني که افراد تابلوهاي مختلفي را بالا مي‌برند اما آن‌چه که روي تابلو نوشته شده بايد با شناسنامه فردي که زير آن قرار گرفته است، تطبيق داشته باشد. تابلوها پشت سر هم بالا و پايين مي‌رود و هر روز عناوين مختلفي مطرح مي‌شود؛ اصلاح‌طلب يا محافظه‌کار. اما بايد به اين نکته توجه داشت که در فرهنگ سياسي، محافظه‌کار به کسي گفته مي‌شود که آرمان ثابتي ندارد، بنابراين ممکن نيست که يک مسلمان محافظه‌کار باشد. اين تقسيم‌بندي‌ها بي‌مورد است. در تمام دنيا ويژگي برجسته کساني که مي‌گويند چپ هستيم، ضديت با امپرياليسم و در راس آن آمريکاست و کسي نمي‌تواند بگويد که من چپ هستم بعد بخواهد با آمريکا فالوده بخورد. ويژگي ديگر چپ‌ها، مخالفت شديد با اقتصاد باز آدام اسميتي است و کسي نمي‌تواند بگويد که چپ هستم اما طرفدار اين اقتصاد باشد.

 

وي با بيان اين‌که " بايد اين تابلوها را کنار گذاشت" تصريح کرد: خط امام(ره) براي خود شاخصه دارد و نمي‌شود کسي خودش را خط امامي بداند ولي هرچه فرياد دارد بر سر آمريکا نکشد و يا دنبال اقتصاد باز آدام اسميتي باشد.

 

مديرمسوول روزنامه کيهان با تاكيد دوباره بر اين‌كه " تابلوها بايد با تعاريفي كه مي‌شود همخواني داشته باشند" به اين ضرب‌المثل كه "چرا عاقل کند کاري که باز آرد پشيماني" اشاره كرد و گفت: نمي‌شود هر روز ما يک تابلو را بالا ببريم و زماني که جواب نداد تابلوي ديگري را علم کنيم بلكه بايد تکليفمان را با آدم‌ها و تابلوها مشخص کنيم.

 

وي با تاکيد بر اين‌که " خط امام(ره) از خط رهبري جدا نيست" اين سوال را طرح كرد که " آيا حضرت امام(ره) معتقد بودند که نظام اسلامي بايد بعد از ايشان باشد يا نباشد" و يادآور شد: حضرت امام(ره) فرمودند نظام اسلامي منهاي ولايت فقيه، اسلامي نيست. اما بعضي‌ها با بسم‌الله در دکه را باز مي‌کنند اما چون چيزي ندارند بعد از بسم‌الله، صدق‌الله مي‌گويند.

 

وي در پاسخ به سوالي درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي نيز گفت: امام(ره) به شدت اين مساله را تعقيب مي‌کرد و مقام معظم رهبري نيز بر آن تاکيد دارند به طوري که فرماني صادر کردند و در بند بند آن راهکارهاي مقابله با فساد اقتصادي را هم آورده‌اند.

 

شريعتمداري گفت: در کشور مفسد اقتصادي داريم و اين غيرقابل انکار است. معتقديم که مفسد اقتصادي هم دشمن مردم و هم دشمن نظام است، اما متاسفانه با آن‌ها برخورد جدي نشده است. با صراحت مي‌گويم که در بين مسوولان بلند پايه ما مفسد اقتصادي وجود ندارد، اما ممکن است عده‌اي با کوتاهي زمينه را براي استفاده برخي از افراد سودجو آماده کرده باشند.

 

وي با بيان اين‌كه " دولت نهم، دولت پاك دستي است و اتفاق بسيار بزرگي است كه دولتي بر سر كار آمده كه فداکار و پيگير است." افزود: نمي‌گويم دولت‌هاي ديگر فاسد بوده‌اند، اما نبايد کم توجهي شود. برخورد با مفسدان اقتصادي بايد با جديت دنبال شود و دستگاه قضايي نيز بايد آن‌ها را اعلام کند تا مردم مطلع شوند.

 

وي در بخش ديگري از سخنان خود درمورد تحريف سخنان امام(ره) گفت: حضرت امام(ره) در وصيتنامه، خود راه تحريف را بسته‌ و فرموده‌اند آن‌چه که به من نسبت داده مي‌شود يا بايد در صدا و سيما باشد يا با خط، امضاء و مهر من باشد که از اين طريق راه پيشگري از تحريف‌ها بسيار آسان مي‌شود.