|
وقتی محمد خاتمی، به ریاستجمهوری اسلامی رسید، بسیاری از دوستان و علاقهمندان به نظام اسلامی و کسانی که با افکار و اندیشههای ایشان آشنا بودند، نگرانی خود را که از مدتها قبل به عناوین مختلف ابراز میکردند، در پردهی مستوری حفظ نمودند تا مبادا از رهگذر ادامه انتقادات و نگرانیها در دوران پس از تبلیغات، آسیبی به کلیت نظام و جایگاه ریاست جمهوری اسلامی ایران وارد آید.
در دوران هشتساله ریاستجمهوری آقای خاتمی، صحت و درستی نکاتی که برخی از خواص و علاقهمندان بصیر انقلاب، در ابتدای این دوران بیان میکردند، به اثبات رسید. با همه این احوال، هیچکس منکر برخي خدمات که در طول این مدت، البته از سوي برخي خدمتگزاران نظام در دولت، برای انقلاب عزیز اسلامی کشیده شده نيست. دقیقا به همین دلیل بود که رهبر عزیز انقلاب، از جایگاه رییسجمهور و دولتمردان دفاع نموده و آنها را به تقوا و رعایت حقوق مردم دعوت میفرمودند. اما با نگاهی به فلسفه بزرگ تشکیل انقلاب و عظمت جمهوری اسلامی و وظایف بلندی که برای رییسجمهور در قانون اساسی، مشخص و به آن تصریح شده و نیز مفاد متنی که آقای خاتمی در ابتدای دوران مسؤولیت خود در حضور نمایندگان ملت، به آنها قسم یاد کرد، به نظر میرسد، عملکرد ایشان در طول این دوران هشتساله، تا آنجا به منافع ملی و مصالح نظام، خدشه و صدمه وارد ساخت که یادآوری آنها دل هر انسان منصفی را به درد خواهد آورد.
اگر گستاخي برخي از نزديكان آقاي خاتمي كه در دولت ايشان از خوان گسترده بيتالمال برخوردار بودهاند، نبود كه در مقابل چشم مردم به دروغگويي روي آورده و سعي در پاك كردن حافظه مردم از حاكميت سياه اصلاحطلبي دارند، هرگز قصد پرداختن به آن دوران ذلتآور و ننگين را نداشتيم.
مصطفی درایتی عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت و مشاور محمد خاتمی به سايت دوي خردادي آفتاب گفته است: دولت قبلي دولتي موفق بود و اقداماتي تاريخي انجام داد... در زمان خاتمي و کشور در بهترین شرایط سیاسی، اقتصادی و بینالمللی قرار داشت!!! مجيد انصاري عضو حزب خاتمي نيز به همين سايت گفته است: "مردم قطعا خاطرهخوشی از دوران هشتساله ریاست جمهوری و چهره محبوب، نورانی، صادق و خدمتگزار خود آقای خاتمی دارند"!!!
اگرچه مفتوح بودن پروندههاي فساد اقتصادي برخي از وزراي خاتمي در دادگاهها براي دانستن نحوه عملكرد دولت اصلاحات كافي است، اما ذكر تنها گوشهاي از اقدامات ضد ارزشي و منافقانه دولت اصلاحات برای شناختن عناصر و جریانهایی که در طول این سالها با حمایت و هدایت عوامل بحرانساز برای نظام اسلامی، سهم بزرگی را در خلق این دوران داشتند، مفید خواهد بود و نیز درس عبرتی است برای مسؤولین و کارگزاران دولتهاي آینده....
حوزه فرهنگی
- تسامح و تساهل که با انتصاب آقای مهاجرانی در راس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به عنوان شعار فرهنگی دولت اصلاحات مطرح گردید، عملا فجایعی را به بار آورد که به تعبیر یکی از صاحبنظران، ایران را هزار سال به عقب انداخت.
- آمار بسیار روز افزون اعطای مجوز به کتابهای ضداسلامی، که در آن به مقدسات، ائمه عليهالسلام، پیامبر صليالله عليه و آله و سلم و حتی خداوند تعالی نیز اهانت شده بود، چاپ انبوه کتب صددرصد عشقی، اشعار همجنسبازان و گروههای شیطانپرست، مطالب و داستانهای منحرف، نظریات تئوریک دشمنان نظام اسلامی.
- اعطای مجوز به فیلمهای ضدارزشی که ابتدا با فیلم توقیف شده آدمبرفی آغاز و در نهایت ابتذال را در سینمای ایران به فیلمهایی همچون: شوکران، کما، مارمولک، شام آخر، قرمز، دو زن و... کشانده و امروز سینمای ایران را به جایی رسانده که اکثر مردم معتقد به اصول اولیه اخلاقی نیز، حاضر نیستند به همراه خانواده خود در سینما حضور یابند. در همین زمینه، مدیران فرهنگی دولت، از عناصر فاسد سینمای طاغوت همچون فردین، قادری، بهمن مفید و فرمانآرا و... بارها تجلیل کرده و آنها را به مثابه یک الگو برای نسل جوان معرفی نمودند.
- در زمینه تئاتر، افتخار فرهنگی مدیران دولت اصلاحات به جشنواره ننگین ایرانزمین در اهواز ختم گردید. نمونه بارز ابتذال و انحطاط تئاتر، امروزه نیز در سالنهای نمایشی شهرهای بزرگ، قابل رویت است.
- در دوره آقای خاتمی، با وجود خلا بودجه و فقر مالی در حوزههای فرهنگی، بودجه موسیقی، میلیاردها تومان از بیتالمال را به خود اختصاص داد و انواع کنسرتهای مبتذل موسیقی، در شهرها برگزار و جوانان ما را برای تعلیم خوانندگی و نوازندگی تشویق کردند وزن موسیقی در پايان آن مقطع در حدی بود که حتی بسیاری از خوانندگان و اصحاب آن، در مصاحبههای خود موسیقی ایرانی را در پایینترین سطح خود و مبتذل میدانستند، در همین مسئله، شیوع خوانندگی زنان و اعطای مجوز به نوارهای آنان و نیز پیگیری برخی دستهای پنهان در صادر کردن خوانندگانی همچون گوگوش، عقیلی و... از کشور در کارنامه فرهنگی دولت اصلاحات به ثبت رسیده است.
- در امر ورزش، اختصاص مربی و داور زن برای مردان و بالعکس و... از دستاوردهای فرهنگی دولت آقای خاتمی است.
- وضعیت بسیار ناهنجار مطبوعات و روزنامههای زنجیرهای و توهین مکرر و وقیحانه آنها به ساحت همه مقدسات و مسلمات دینی و تبدیل شدن آنها به پایگاه دشمن و نقش فعال آنان در ترویج بیاعتمادی، بیاعتقادی، اختلاف، تشنج و... امری است که بازگویی آن، خود نیاز به فصلی مجزا دارد.
- اهانت به مرجعیت، علما و ارزشهای دینی در سخنرانیها و رسانهها باب شد و توهین به دیانت، به عنوان نماد و نشانه اصلاحطلبی مشخص گردید.
- جوانان به عنوان ابزار دست برخی دولتمردان، تنها برای استفاده در شعارها مورد توجه قرارگرفتند و علیرغم شعار جوانگرایی، نه تنها کار موثر و فراگیری در ارتباط با پیشرفت جوانان انجام نشد، بلکه افکار و اندیشههای آنها به سمت نمادهای غربی و مذموم کشانده شد.
- وزارت ارشاد آقای خاتمی مجوز تاسیس شبکه ماهوارهای را صادر کرد که با نام مهاجر عملا همسو با دیگر کانالهای سلطنتطلب، به تخریب ارزشها و اصول اعتقادی مردم میپرداخت.
- در دوران هشتسال گذشته بسیاری از سنتها و آداب انقلابی و اسلامی به فراموشی سپرده شد، سوزاندن پرچم آمریکا مذموم دانسته شد، سعی در حذف شعار مرگ برآمریکا شد و کف وسوت جای سنت حسنه الله اکبر را گرفت و رییسجمهوری اسلامی ایران، در همه مراسمها، باسوت و کف مورد استقبال قرار میگرفت.
- توجیه بیبندوباری و فساد، توسط مسؤولان دولتی و بیتوجهی نسبت به سوء استفاده مفسدان فرهنگی از شعارهای دولت اصلاحات و نیز اعتراضها و ممانعت وزارت کشوراز اجرای قوانین مبارزه با بدحجابی و فروش البسه غربی و... موجب شد تا اندک اندک آمار فساد و فحشا و بیبندوباری به بالاترین سطح خود رسیده و نگرانی بسیاری از خانوادهها و فروپاشی کانون برخی از خانوادهها را در پی داشته باشد.
- عملکرد ضعیف ستاد مبارزه با موادمخدر ریاستجمهوری و اختلاف این ستاد با نیروی انتظامی و بیبرنامگی و ریختوپاش و حیفومیل بودجه این ستاد، بعضا موجب گسترش روز افزون اعتیاد و بالارفتن تصاعدی آمار مبتلایان به مواد مخدر گشت تا جایی که مطابق اظهارات رسمی مسؤولان امر، در سال پاياني خاتمي بیش از چهارمیلیون معتاد در کشور وجود دارند.
- عملکرد ضعیف وزارت آموزش و پرورش و سرگرم ساختن مدیران و معلمان به مسائل سیاسی و بعضا تحریک سازماندهی شده آنها برای اعتصاب و اعتراضهای صنفی توسط برخی مدیران و عدم توجه به معضلات فرهنگیان، موجب افت شدید تحصیلی در میان دانشآموزان شد. مطابق آمار، فقط در پايان دولت اصلاحات، بیش از یک میلیون دانشآموز مردود شدند.
- و نهایتا بیتوجهی دولت در زمینه احیای اصل هشتم قانون اساسی و ترویج امر به معروف و نهی از منکر، موجب انزواي اقشار متدین و دلسوز و کمرنگشدن این فریضه الهی در جامعه و افزایش منکرات در جامعه گردیده و علیرغم تاکیدات مکرر دلسوزان، عملا هیچ گامی در این زمینه برداشته نشد.
سیاست داخلی
- شعار محوری (ایران برای همه ایرانیان) که از سوی نزدیکان آقای خاتمی مطرح گردید، به عنوان یک اصل در سیاست داخلی مطرح و سوء استفاده از آن باعث شد تا در درجه اول، پای مطرودین و معاندین و دشمنان نظام اسلامی در صحنه سیاسی، مدیریتها و جایگاهای مهم باز شود. حضور ملیگراها، نهضتآزادی، وابستگان باند مهدی هاشمی و... و عرض اندام و خط و نشان کشیدن آنها برای انقلاب و نظام به پشتوانه دولت، از اهم دستاوردهای سیاسی این دوران بود.
- حمایت رسمی رییسجمهور از غارتگران بیتالمال در پرونده شهرداری اسبق تهران، از همان ابتدا، چراغ سبزی به حضور کارگزاران و یاران آنها در پستها و مدیریتهای جامعه بود.
- حمله و تخریب وجهه عناصر متدین و دستگاههای خدوم نظام مانند: شورای نگهبان، دادسرای ویژه روحانیت، سپاه، بسیج، عناصر حزباللهی و... عملا موجب انزوای مدیریتی و به حاشیهراندن متدینین و علاقهمندان نظام اسلامی از پستها گردید. در همین راستا هزاران مدیر متدین، از مسؤولیتها حذف و بعضا جای خود را به عناصر بیکفایت دادند.
- وقوع شبه کودتای 18تیر 78 در کوی دانشگاه تهران و به آشوبکشاندن کشور و وارد آمدن خسارات سنگین مادی و معنوی به نظام اسلامی، محصول حمایت و هدایت برخی ازمسؤولان فرهنگی و سیاسی دولت اصلاحات بود.
- حضور منسوبین و هواداران دولت در کنفرانس ننگین برلین که با پیگیری برخی از عناصر موثر وزارت خارجه و حمایت عناصر ذینفوذ سیاسی انجام گرفت، در راستای حمله به نظام اسلامی و با نام تبیین اصلاحات به وقوع پیوست.
- احزابی همچون مشارکت، از دل دولت، با امكانات دولت و با وقت و پیگیری مسؤولان دولتی، تشکیل و در طول سالهای عملکرد خود ضربات بزرگی را به نظام و اسلام وارد ساختند.
- کارکرد شوراهای اسلامی در دوره اول که به عنوان یکی از افتخارات دولت آقای خاتمی مطرح میشود تا آنجا مشکلآفرین و معکوس بود که بارها صحنههایی از درگیری و جنجالآفرینی اعضای شورای پایتخت و برخی دیگر از شهرها، به عنوان خبر اول مطبوعات مطرح و این شورا تا مرز انحلال پیش رفت.
- جنجالآفرینی هواداران دولت در مجلس و طرح مبحث خروج از حاکمیت در فضای آماده شده از سوی دولت اصلاحات، وقت و توان کشور را تا مدتها معطوف خود ساخت. این مسائل نوعا از حمایت رییسجمهور و کابینه و مدیران ایشان برخوردار بود.
- با وقوع هر مشکل دستچندم سیاسی برای اطرافیان و یا حامیان رییسجمهور، کمیتههای متعدد تشکیل و وقت مدیریتی کشور مصروف رسیدگی و خبرسازی پیرامون آنها میشد این در حالی بود که در طول هشت سال اصلاحات، کشور با معضلات جدی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی روبهرو بود.
- حمله به سایر قوا و نهادها از جمله قوه قضاییه به دليل اجرای عدالت، از اهم دستورات برخی دولتمردان بود. هر مسئلهای چه در موضوع ارتداد، چه مفاسد اقتصادی و چه مسائل اخلاقی و... فورا به انگیزههای سیاسی پیوندزده میشد و با ایجاد بحران و جنجال، به قوه قضاییه فشار میآمد.
- خبرگزاری و نشریات دولتی، به طور یکسویه، کاملا در اختیار دولت و ثناگوی آن بوده و هر اشتباه و ضعف را به صورت قوت، نمایان ساخته و در راستای یک گروه فشار قوی و کارآمد، به سایر نهادها و انقلابیون هجوم میآوردند.
- و نهایتا شکست توسعه سیاسی رییسجمهور که به عنوان شعار عملیاتی آنها مطرح بود. نمونه بارز این شکست را در حضور ضعیف مردم در برخی انتخابهای دوران هشتساله گذشته، مخصوصا مجلس وشوراها، به خوبی میتوان مشاهده کرد.
سیاست خارجی
- طرح مبحث گفتوگوی تمدنها از سوی آقای خاتمی که سالها پیش توسط روژه گارودی فرانسوی مطرح شده بود، با صرف وقت، تبلیغات و هزینههای بسیار سنگین پیگیری شد. نتیجه عملی گفتوگوی تمدنها در داخل، بعضا باعث حذف شعارهای استکبارستیزی در مسؤولان سیاست خارجی گردید و در عرصه بینالمللی با شروع موج جدید تروریسم و جنگافروزی آمریکا و حمله به افغانستان و عراق، از همان ابتدا محکوم به شکست گردید.
- شعار محوری تنشزدایی، تبدیل به عزتزدایی گردید و با باز شدن پای اروپا به تصمیمگیری منطقهای ایران، عزت و اقتدار ایران خدشهدار گردید. استقبال بسیار سرد از آقای خاتمی در فرانسه و برخورد متکبرانه شیراک در مواجهه با ایشان، از اولین نمادهای این روند غلط در سیاست خارجی بود.
- عدم نقشآفرینی فعال و تاثیرگذار و در خور توقع، دوران ریاست آقای خاتمی برسازمان کنفرانس اسلامی و عدم واکنش لازم در مقابل مسائل فلسطین، چچن، افغانستان و...
- موضع ضعیف و غیرمقتدرانه در مقابل شیوخ عرب و سران منطقه و اجازه برای باجخواهی آنها مخصوصا امارات در مورد جزایر سهگانه ایرانی.
- سکوت و تعلل در مقابل از بین رفتن حق ایران در دریایخزر و تبدیل منافع 50 درصدی ایران از دریای خزر به 11 درصد (آنهم معلق و نامعلوم) و سکوت در مقابل سوء استفاده جمهوریهای اطراف دریای خزر از این منطقه.
- تعلل در تنظیم سیاست فعال در مقابل مسائل هستهای و اجازه دادن به اروپا برای سوء استفاده و افزونخواهی و تهدید ایران در پرونده هستهای.
- عملکرد بسیار ضعیف و عقبنشینی مکرر وزارت خارجه در مقابل تهدیدها و اهانتها وسوء استفادههای دیپلماتیک و اظهارات رقیق و خنثی از سوی سخنگوی این وزارتخانه.
- دو سال تعليق ننگين فعاليتهاي هستهاي ايران.
- در موارد متعدد، نمونههایی از دخالت سفرای کشورهای خارجی در ایران منتشر گردید. دیدارهای مشکوک سفیر آلمان در تهران با عناصر مسئلهدار، ملاقاتهای مشکوک سفرای فرانسه، انگلیس، ایتالیا و... با برخی چهرههای سیاسی، برگزاری پارتی و جلسات خلاف اخلاقی در باغها باحضور برخی از سفرای کشورهای عربی و اروپایی و... همگی با سکوت و گذشت! وزارت خارجه مواجه گردید.
- و نهایتا این تسامح در مقابل اجانب منجر به باجخواهی برخی کشورها و ارسال پیام برای مسؤولین ایران برای حذف نهادهای انقلابی، اعطای آزادیهای غربی، مسئله زندانیان سیاسی و... گردید و برخی از این سفرا آمرانه مسؤولان دولتی را به خواستههای خود فرا میخواندند.
اقتصادی:
- طرح ساماندهی اقتصادی رییسجمهور که در ابتدا با سروصدا و هزینه و تبلیغات فراوان، به مردم وعده داده شد، با گذشت تنها چند ماه از آن به فراموشی سپرده و دیگر هیچگاه از آن سخنی گفته نشد.
- شرکتهای صهیونیستی و آمریکایی و... با انعقاد برخی قراردادهای ننگین میلیاردی با ایران، بعضا اقتصاد ایران را مخصوصا در بخشهای نفت و مخابرات در دست گرفتند.
- به دلیل عدم رسیدگی به بخش صنعت و ابلاغ قوانین بسیار سختگیرانه در مورد هزینههای تولید، بسیاری از کارخانههای تولیدی در بخشهای مختلف، مخصوصا نساجی، تعطیل گردیده و کارگران آنها بیکار شده و با گستردگی اعتراضهای صنفی کارگری برای دریافت حقوق عقبمانده چند ماهه خود، بخش تولید در کشور با معضلات فراوانی روبهرو شد.
- شبکههای مافیایی دلالی در بخش اقتصاد، به شدت فعال شده و با ایجاد بحران در مواردی همچون: قیر، سیمان، میوه و... فشار زیادی را بر مردم مستضعف تحمیل نمودند.
- عناصر مفسد اقتصادی همچون شهرام جزایری و... با نفوذ در مدیریتها و نزدیک شدن به مسؤولان، تا توانستند، به سوءاستفاده و فساد اقتصادی پرداختند و با بذل و بخششهای چند صد میلیون تومانی علاوه بر رئيس مجلس اصلاحات، مدیران و وزرا، حتی برادر و ستاد انتخاباتی رییسجمهور را هم از عنایات خود بیبهره نکردند.
- بیکفایتی در تعدیل واردات و نظارت بر قاچاق کالا، کشور را با معضل بزرگ مواجه نمود در همین راستا ایران طی چند سال گذشته به بزرگترین وارد کننده لوازم آرایشی در دنیا تبدیل شد.
- مطابق آمار رسمی که در پايان دولت اصلاحات منتشر شد، نرخ بیکاری در کشور در پایان مسؤولیت آقای خاتمی بیش از 25 درصد است.
- بنابراظهار رییس سازمان بهزیستی دولت خاتمی، در پايان دولت خاتمي بیش از 12 میلیون نفر از مردم ایران زیر خط فقر زندگی میکردند.
- بنابر گزارش بینالمللی منتشر شده در پايان عمر دولت خاتمي، ایران با نرخ تورم 5/15درصدی، در رتبه دوازدهم جهانی قرار داشت.
- دولت در مقابله با دلالان و عناصر ذینفوذ اقتصادی به شدت ضعیف عمل نموده و اکثر قولهای دولت در زمینه کنترل نرخهای اقلام مصرفی مردم و مواد غذایی و... عملی نگردید.
- و نهایتا فاصله طبقاتی در کشور تا حدی بالا رفت که تفاوت سطح زندگی در دو بخش مرفه و فقیر، ماهانه به چندصد هزار تومان رسیده و از این لحاظ، ایران در ذیل فهرست استانداردهای جهانی قرار گرفت. در همین زمینه مطابق اعلام بانک جهانی، نصف درآمد ایران به جیب 20% طبقه ثروتمند میریخت.
امنیت:
- وزیر اطلاعات در پایان دولت آقای خاتمی اعلام کرد: آقای خاتمی مانند مصدق که نفت را ملی کرد، امنیت را ملی کرد! این جمله از اساس اشتباه است. چرا که نه مصدق عامل ملی کردن نفت بود و نه آقای خاتمی به امنیت ملی لازم، دست یافت.
- تخریب وزارت اطلاعات و بهرهگیری از اسناد محرمانه نظام و دخالت افراد بیصلاحیت و مسئلهدار در بعضی از امور امنیتی، از مشخصههای بارز دولت اصلاحات بود. این حمله و تخریب که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، حملهای ناجوانمردانه لقب گرفت، به بهانه چند قتلی بود که در واقع به دست کاظمی یکی از عناصر نزدیک به دوم خرداد انجام گرفت و پس از آن، داستانهای ساختگی امثال گنجی و مقالات امثال حجاریان و... بهانهای شد برای ترسیم چهرهای زشت وخشن و سرکوبگر از نظام اسلامی.
- به هر بهانهای، از سالگرد 18 تیر گرفته تا شادیهای فوتبال و... شورشهای خیابانی شکل میگرفت و کشور را تا چند روز با بحران مواجه میکرد. این درگیریها و شورشها در برخی مناطق با هماهنگی پشتپرده و یا حمایت رسانهای و بعضا علنی برخی مدیران و مسؤولان دولتی همراه بود.
- اختلافهای قومیتی که پس از 16 سال به فراموشی رفته بود، مجددا به وسیله برخی استانداران دولتی و یا سخنگو و دیگر سران دولت دامن زده میشد. این اختلافها در برخی مناطق موجب حاکم شدن اقلیتهای مذهبی بر مردم و در بسیاری از موارد موجب بروز تنش و درگیری و بحرانهای امنیتی گردید. این معضل در آن سالها به عنوان یک تهدید جدی در کشور مطرح شد.
- صدها کشته و زخمی در درگیریهای منطقهای که محصول بیتدبیری وزارت کشور و تقسیم بدون ضابطه و بدون برنامه مناطق است، از دیگر یادگارهای امنیتی دوران اصلاحات است. مردم شهرستانهای سمیرم، خراسان، فارس، اشنویه، خوزستان، مهاباد، خرم آباد و... شاهدی بر این مدعا هستند.
- ازدیاد آمار سرقتهای مسلحانه از بانکها و مراکز مالی و نیز افزایش بیسابقه سلاح گرم در میان اراذل و اوباش سیاسی و فرهنگی.
- افزایش بیسابقه قتلهای ناموسی و اخلاقی و آمار بالای جنایت و غارت در نقاط مختلف کشور.
- ناامنی در مرزهای شرقی و جولان اشرار و گروگانگیری مردم، خانوادهها، توریستها و...
- عرض اندام منافقین در شهرها و ایجاد ناامنی در تهران و پرتاب خمپاره به مراکز حساس، ترور شهیدان لاجوردی و صیادشیرازی و ناتوانی دستگاههای امنیتی در مهار به موقع این فجایع.
- عدم کشف به موقع محافل و تحرکات گسترده ملیگراها و مخالفین و... در توطئه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی.
- تحرکات گسترده عناصر ملحد، فرقههای منحرف و گمراه، از جمله بهائیت و عدم پیگیری و برخورد قاطع با آنها. تاحدی که عناصر بهائیت با ارسال نامهای برای رییسجمهور، خواستار رسمیت یافتن خود شدند!
- تشکیل سازمانهای غیردولتی جوانان (انجیاو)ها، و تحرکات گسترده برخی از آنها در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی با استفاده از بودجه و حمایت سازمان ملی جوانان.
با این حال پس از هشتسال ریاست، خاتمی رفت. اما این نکات و دهها نکات نگفته دیگر همچنان در سینه مردم باقی ماند. مردمی که اتوبوسسواری و ایستادن آقای خاتمی در صف را در ابتدای ریاستجمهوری دیدند در ماههای آخر ریاستجمهوری وي نیز شاهد خرید هواپیمای اختصاصی چند ده میلیاردی رییسجمهور بودند.
مردم شاهد بودند که در دوران گذشته قانونگریزی به جای قانونمداری، فامیلسالاری به جای شایستهسالاری، مردمسواری به جای مردمسالاری، حمله به مخالف به جای آزادی مخالف و خلاصه تشنج و بلوا و غربزدگی به جای اصلاحات، در کشور نهادینه شد.
مردم در سوم تیر 84، به این عملکرد نه گفتند و اكنون بهترين مدافع دولت عدالتخواه و عزتآفرين دكتر احمدينژاد هستند. |